۱:۴۴:۱۳ - جمعه ۲۹ اسفند ۱۳۹۳
مذاکرات بی شعار، مذاکرات بی نتیجه!
نزدیک شدن به نقطه عطف مشخص شده در پایان ماه میلادی جاری- مارس- برای توافق سیاسی نهایی در مذاکرات در حالی که هنوز شعار مشترک و برجسته‌ای در مذاکرات مطرح نشده را می‌توان خوش‌بینی افراطی به نتیجه مذاکرات دانست. روح تعامل، توافق و همکاری میان ایران و غرب و به خصوص امریکا در مذاکرات قابل […]

نزدیک شدن به نقطه عطف مشخص شده در پایان ماه میلادی جاری- مارس- برای توافق سیاسی نهایی در مذاکرات در حالی که هنوز شعار مشترک و برجسته‌ای در مذاکرات مطرح نشده را می‌توان خوش‌بینی افراطی به نتیجه مذاکرات دانست. روح تعامل، توافق و همکاری میان ایران و غرب و به خصوص امریکا در مذاکرات قابل مشاهده نیست.

=====================================================

مذاکرات هسته‌ای میان ایران و امریکا طی بیش از یک سال اخیر، فرآیندی پیچیده‌تر از مذاکرات هسته‌ای دو دهه اخیر داشته است. مذاکرات هسته‌ای میان ایران و امریکا که در پوشش مذاکرات ایران و گروه ۵+۱، مطرح شده و ادامه دارد، می‌تواند یکی از مهم‌ترین توافقات یا معاهدات قرن معاصر را در پی داشته باشد.

مذاکرات هسته‌ای ایران و امریکا که نتیجه آن به معنای نتیجه بیش از ۹۰ درصد مذاکرات و مشکلات ایران و غرب می‌باشد، در دولت یازدهم از چنان اهمیت استراتژیکی برخوردار شده است که علاوه بر شکل دادن به ماهیت دولت دکتر روحانی و وابستگی متقابل مذاکرات و دولت یازدهم به یکدیگر، بر ساختار نظام جمهوری اسلامی ایران در صحنه بین‌المللی و داخلی نیز تأثیرگذار بوده است.

اکنون که مذاکرات مذکور در آستانه یکی ازمهم‌ترین توافقات احتمالی تا اواسط  فروردین ۱۳۹۴ قرار گرفته و دو طرف به دنبال رهایی از عدم توافق نهایی هستند، افکار عمومی جهانی و رویدادهای داخلی دو طرف مذاکرات و به خصوص اقتصاد ایران به شدت از مذاکرات و توافق احتمالی، تأثیرپذیر شده و به آینده خوش‌بین شده‌اند.

جمهوری اسلامی ایران با ارایه طرح‌های جدید و  انعطاف‌پذیری در مذاکرات و حسن‌ظن مذاکره کنندگان ایرانی، نشان داده است که بسیاری از اتهامات غرب و امریکا در قرار دادن ایران در محور شرارت و لیست حامیان تروریسم جهانی، اتهامی بی‌پایه و گزافه‌گویی امریکایی بوده است و مردم ایران و نظام جمهوری اسلامی ایران، دارای پیشینه‌ای قوی از دموکراسی‌های تمدنی جهان هستند، تمدنی که بر تعامل و گفتگو در نظام بین‌المللی تأکید داشته و دارد.

اما مذاکرات فشرده و پر ماجرا با امریکا طی حدود ۱۸ ماه اخیر و تعامل و انعطاف کم‌نظیر ایران در این مذاکرات، نشان از تصمیم و نیت مسئولین نظام جمهوری اسلامی برای پایان دادن به دوره‌های بی‌اعتمادی بین‌المللی و اتهامات علیه ایران دارد. مذاکرات با امریکا و غرب در مذاکرات هسته‌ای، تعامل و مذاکره فشرده و کارآمد ایرانیان در این مذاکرات را باید یکی از پیش درآمدهای ورود نظام جمهوری اسلامی به دهه چهارم عمر خود یعنی دهه پیشرفت دانست.

آیا مذاکرات ایران و امریکا، به یک توافق جامع و مورد قبول هر دو طرف منتهی خواهد شد؟

آیا ایران و امریکا در این مذاکرات به اهداف و نیت‌های خود از مذاکرات، خواهند رسید؟

چرا مذاکرات ایران و امریکا، دارای شعار خوب و برجسته‌ای نیست؟

چرا عدم توافق به عنوان شعار رایج هر دو طرف مذاکره، مطرح شده است؟

فارغ از هر گونه حب و بغضی نسبت به مذاکرات هسته‌ای ایران و گروه ۵+۱ و در اصل مذاکرات ایران و امریکا، باید از ضعف عمده این مذاکرات سخن گفته و اصل مذاکرات از سوی غرب را تا حدودی فریبکارانه دانست.

یکی از مهم‌ترین اصول مذاکرات مهم بین‌المللی که جنبه تاریخ‌سازی و مبنایی در تعاملات و تعهدات بین‌المللی دارند را باید وجود و طرح یک شعار برجسته در ابتدا و طی مذاکرات دانست. شعاری که می‌تواند بیان کننده نیت و آرزوی طرفین مذاکرات و توافقات احتمالی باشد.

در مذاکرات هسته‌ای ایران و ۵+۱ و حتی ایران و امریکا، شعار خاص و برجسته‌ای مطرح نشده و شاید بتوان گفت که نیت و آرزوی مشترکی در طرفین برای برجسته‌سازی و هدف قرار گرفتن در مذاکرات، وجود نداشته است.

هر دو طرف مذاکرات یعنی ایران و امریکا از یک جمله کلیشه‌ای و متناقض در مذاکرات استفاده می‌کنند،”توافق نکردن بهتر از توافق بد“، این جمله تکراری و بی‌پایه در مذاکرات هسته‌ای از سوی برخی از مذاکره کنندگان و مسئولین دولتی دو طرف به عنوان شعار مورد نظر قرار گرفته است، در حالی که این جمله را نمی‌توان شعار مذاکرات هسته‌ای ایران و امریکا دانست، زیرا این جمله نمی‌تواند نیت و آرزوی طرفین مذاکره را برآورده ساخته، تعامل و توافق میان دو طرف را پایه‌ریزی نماید.

برجسته‌سازی عدم توافق بد از سوی هر دو طرف و به خصوص طرف غربی را باید در چیرگی ترس و دلهره بر مذاکره کنندگان و مسئولین دو طرف و به خصوص امریکا دانست.

ترس از افکار عمومی جهانی و داخلی غرب و امریکا که طی بیش از سه دهه اخیر و بر اساس تبلیغات غربی، ایران را به عنوان یک یاغی نظام و قوانین بین‌المللی و عضوی از محور شرارت معرفی نموده‌اند و اکنون به پوچی و دروغ بودن این اتهامات و بلکه دروغ بودن ساختار و تصمیمات دولت‌های غربی آگاه می‌شوند.

شعار مذاکراتی که هدف آن رسیدن به یک توافق مهم و تاریخ‌ساز در سطح بین‌المللی است، باید بخشی از نیات و آرزوهای هر دو طرف را در خود داشته و برآورد سازد.

مذاکرات بدون شعار را شاید بتوان مذاکرات بی‌نیت و بی‌سرانجام دانست، زیرا این نیت‌ها و انگاره‌های ذهنی طرفین است که ابتدا باید در قالب یک شعار برجسته و مشترک، به تفاهم و توافق ذهنی رسیده و سپس در مذاکرات و گفتگوها به عینیت و عرصه عمل، وارد شوند.

شاید یکی از بهترین نمونه‌های پیش‌بینی در مورد مذاکرات ایران و امریکا را بتوان در کتاب “شروع دوباره- ” نوشته استفان کینزر امریکایی مشاهده نمود، آنجا که از لزوم انتخاب یک شعار برای مذاکرات آینده ایران و امریکا سخن می‌گوید و شعار (( از شانگهای تا هلسینکی )) را شعاری مناسب برای مذاکرات احتمالی ایران و امریکا در آینده- کتاب در سال ۲۰۱۰ منتشر شده بود- می‌داند.۱

 کینزر، شعار از شانگهای تا هلسینکی را تابلویی برای نشان دادن امکان پایان دادن به تنش‌ها و خصومت‌های میان ایران و امریکا می‌داند، تنش‌ها و تقابل‌هایی که سابقه رفع آنها را می‌توان در تغییر روابط امریکا و چین کمونیست در پیمان ۱۹۷۲ شانگهای و پیمان ۱۹۷۵ هلسینکی برای رفع خصومت میان بلوک شرق و غرب، به خوبی مشاهده نمود.

 نزدیک شدن به نقطه عطف مشخص شده در پایان ماه میلادی جاری- مارس- برای توافق سیاسی نهایی در مذاکرات در حالی که هنوز شعار مشترک و برجسته‌ای در مذاکرات مطرح نشده را می‌توان خوش‌بینی افراطی به نتیجه مذاکرات دانست. روح تعامل، توافق و همکاری میان ایران و غرب و به خصوص امریکا در مذاکرات قابل مشاهده نیست، در حالی که می‌توان انرژی بسیار منفی طرف غربی در مذاکرات را به خوبی حس و مشاهده نمود.

کینزر در انتهای کتاب خود به مسائل میان ایران و امریکا پرداخته و برقراری روابط میان این دو کشور را پیش‌بینی می‌کند. اما کینزر، جالب‌ترین توصیف از مذاکرات ایران و امریکا را با بخشی از نمایشنامه شکسپیر، طرح نموده و می‌گوید:(( نمی‌دانم چرا باید این کار را بکنم. اما آرمان، اراده، توانایی و قصد انجام این کار را دارم)).۲

امیدواریم طرفین مذاکرات هسته‌ای ایران با رسیدن به یک تعامل ذهنی و انتخاب یک نیت و هدف به عنوان انگاره ذهنی خود، رسیدن به یک شعار مشترک، بتوانند بر فضای منفی موجود در مذاکرات که از سوی طرف امریکایی و مسئولین امریکا در مذاکرات ایجاد شده، غالب شده و به توافق نهایی دست یابند.

 منابع:

  • کینزر، استفان. (۱۳۸۹). شروع دوباره – ایران، ترکیه و آینده امریکا. ترجمه‌ نیلوفر قدیری. تهران: انتشارات هنوز. چاپ اول، ص۲۸۹٫
  • کینزر، استفان. (۱۳۸۹). شروع دوباره – ایران، ترکیه و آینده امریکا. ترجمه‌ نیلوفر قدیری. تهران: انتشارات هنوز. چاپ اول، ص۲۹۰٫

منبع:
هاست">سرورپارس هاست">سرور پارس نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه