۱۲:۰۷:۵۶ - شنبه ۲۰ آبان ۱۳۹۶
ضرورت احترام به حقوق شهروندان کرد و مسعود بارزانی در روابط ایران و کردستان عراق.
همان‌گونه که جلال طالبانی (مام جلال) برای شهروندان کرد چهار کشور و سران کشورهای منطقه از جایگاه بالا و احترام خاصی برخوردار بودند، مسعود بارزانی (کاک مسعود) نیز از احترام، جایگاه و کاریزمای خاص خود برخوردار هستند که باید از سوی مسئولین ایرانی مورد توجه قرار گیرد تا در بازی خطرناک اسرائیل برای تهییج اکراد […]

همان‌گونه که جلال طالبانی (مام جلال) برای شهروندان کرد چهار کشور و سران کشورهای منطقه از جایگاه بالا و احترام خاصی برخوردار بودند، مسعود بارزانی (کاک مسعود) نیز از احترام، جایگاه و کاریزمای خاص خود برخوردار هستند که باید از سوی مسئولین ایرانی مورد توجه قرار گیرد تا در بازی خطرناک اسرائیل برای تهییج اکراد علیه ایران گرفتار نشوند.



اسلام ذوالقدرپور: رویدادهای آسیای جنوب غربی را می‌توان فرآیندهایی دانست که به صورت اجتناب ناپذیری به همدیگر متصل هستند. فرآیند ظهور و قدرت‌یابی داعش در سوریه و عراق، شبه کودتای ناکام در ترکیه،  تشکیل و شکست ائتلاف‌های منطقه‌ای، استعفای ناگهانی سعد الحریری و سرانجام خودمختاری و رفراندوم اقلیم کردستان عراق را می‌توان دارای بسیاری از شبکه‌‌های متصل به یکدیگر دانست.

پیشینه این‌گونه رویدادهای متصل به یکدیگر را می‌توان طی یکصد سال اخیر نیز به خوبی در آسیای جنوب غربی مشاهده نمود. رویدادهایی که طی چند سال اخیر شتاب بیشتری به خود گرفته و فضای سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی و  مذهبی منطقه را تحت تأثیر قرار داده است.

یکی از آخرین رویدادهای مهم آسیای جنوب غربی که بخشی از تأثیرات آن مشخص شده و بخش عمده پیامدهای آن را در آینده باید مورد رصد قرار داد، سیاست برگزاری همه‌پرسی کردستان عراق و اعلام استقلال این منطقه از دولت مرکزی عراق دانست.

سیاست برگزاری رفراندوم استقلال از سوی دولت خودمختار اقلیم شمال، دارای برخی از ابهامات اساسی بود که پیامدهای آن را نمی‌توان کوچک شمرده و پایان یافته قلمداد نمود.

یکم –  همه‌پرسی و پرسش ملی

یکی از اصلی‌ترین ابهامات وارده بر برگزاری رفراندوم و یا همه‌پرسی را می‌توان در تعریف خاص این فرآیند دانست. سیاست برگزاری رفراندوم یا همه‌پرسی را نمی‌توان به رأی‌گیری از بخش خاصی از یک کشور، اتلاق نمود.

 همه‌پرسی یا رفراندوم دارای معنای بسیار فراتر از نیات و مقاصد سیاسی است، معنای بسیار مهم همه‌پرسی که دارای مؤلفه‌های دموکراتیک است را می‌توان در اصلاح ” پرسش ملی” جستجو نمود.

هر چند همه‌پرسی را می‌توان مترادف پرسش ملی دانست اما این دو اصطلاح و به خصوص پرسش ملی دارای مؤلفه‌هایی مانند: پرسش و رأی‌گیری از تمام یک ملت یا کشور است.

بنابراین اگر قرار باشد یک همه‌پرسی برگزار گردد، بر اساس معنی اصلی پرسش ملی، باید از همه شهروندان عراق برای استقلال اقلیم کردستان، همه شهروندان اسپانیا برای استقلال کاتالونیا و … پرسش و رأی‌گیری گردد.    

دوم – دوری از خوش‌بینی و توهم

سیاسیت برگزاری رفراندوم استقلال در کردستان عراق را می‌توان یک سیاست بسیار زیرکانه دانست. اعلام نتایج قابل پیش‌بینی آن را نیز می‌توان یک خوش‌بینی و بلکه توهم از سوی برخی بزرگان کردستان عراق برشمرد که می‌خواستند با برگزاری یک همه‌پرسی هر چند پر ابهام، اعلام استقلال نموده و کشوری جدید را تأسیس نمایند.

در حالی که همه کشورهای منطقه و حتی قدرت‌ها و سازمان‌های بین‌المللی از سیاست رفراندوم اقلیم کردستان، ناراضی بوده و نسبت به برگزاری آن هشدار می‌دادند، برگزاری رفراندوم اقلیم کردستان را می‌توان یک سیاست عجولانه و نامناسب دانست.

همان‌گونه که برگزاری و اعلام نتایج رفراندوم را عجولانه و خوش‌خیالی قلمداد می‌کنیم، باید برخی پیامدهای این سیاست را نیز خوش‌‌خیالی یا توهم دانست.  پایان یافتن حس استقلال شهروندان کرد، پایان یافتن ماجرای رفراندوم، پایان یافتن دوران بارزانی، پیروزی دولت مرکزی عراق و … را می‌توان ازجمله خوش خیالی‌های چند هفته اخیر دانست.

خوش خیالی‌هایی که می‌تواند برای آینده کشورهای ایران، عراق، ترکیه و سوریه دارای پیامدهای ناگواری باشد.

 

سوم – ایران و ترکیه

یکی از مهم‌ترین پیامدهای برگزاری رفراندوم اقلیم کردستان را می‌توان نزدیکی ظاهری دولت ترکیه به دولت‌های ایران و عراق برشمرد. جلسات متعدد مسئولین و حتی سران سه کشور مذکور با یکدیگر را نباید پشتوانه یک اتحاد راهبردی قلمداد نمود.

دولت ترکیه و شخص اردوغان طی بیش از یک دهه اخیر نشان داده‌اند که بسیار قدرت‌طلب هستند و برای به دست آوردن منافع سیاسی، اقتصادی و …. برای خود و کشورشان، حاضر هستند تا نزدیک‌ترین دولت‌های همسایه را نیز قربانی نمایند.

چند سفر و دیدار دوستانه مسئولین و سران ایران و ترکیه را نمی‌توان تغییر راهبردی مواضع اردوغان نسبت به ایران و منافع ایران در منطقه قلمداد نمود. برای ترکیه و اردوغان، هیچ چیزی فراتر از کسب منافع سیاسی و اقتصادی در منطقه نیست.

 ترکیه که در حال حاضر در تنش شدید با اتحادیه اروپا و حتی امریکا قرار گرفته و از سوی متحد دیرین و جنگ افروزش یعنی آل‌سعود نیز رانده شده است، به شدت به دنبال یک کارت بازی جدید یا قربانی دیگر می‌گردد تا بتواند با استفاده از آن، روابط خود با غرب و اعراب را بهبود بخشد.

بنابراین مسئولین ایران باید به نیات دولت ترکیه و شخص اردوغان با دیده شک و تردید نگریسته و فریب بازی‌ها و سیاست‌های زیرکانه و مخملین اردوغان را نخورده و گرفتار نقش پلیس بد برای کردهای منطقه نشوند تا اردوغان بتواند نقش پلیس خوب را برای کردها بازی نماید.

چهارم: بازی اسرائیل

سیاست رفراندوم استقلال کردستان عراق که با مخالفت منطقه‌ای و جهانی مواجه شده بود، از سوی دولت و برخی مسئولین اسرائیلی مورد پذیرش و تشویق قرار گرفت.

اینجانب در مقاله آیا اقلیم کردستان عراق به اسرائیل دوم تبدیل شده است؟  در سال ۱۳۹۳ نیز بخشی از نیات تجزیه‌طلبی کردستان عراق را برشمرده و این‌گونه رویدادهای تنش‌زا را به زیان اکراد و کشورهایی همسایه دانستم. یکی از جلوه‌های رفراندوم اخیر کردستان عراق را باید نقش یا بازی زیرکانه اسرائیل دانست که با تشویق سران اقلیم کردستان به برگزاری رفراندوم، سعی در کسب محبوبیت و مقبولیت بین اکراد منطقه داشتند.

حضور پرچم اسرائیل در همایش‌ها و برخی جلسات همگانی رفراندوم در اقلیم کردستان عراق را می‌توان ناشی از همان سیاست زیرکانه و خطرناک اسرائیل برای بازی با احساسات اکراد شریف و میهن دوست منطقه قلمداد نمود.

اکراد شریف، دلیر و دلاوری که نیاز به حمایت و تشویق اسرائیل ندارند، مورد سوءاستفاده تبلیغاتی اسرائیل برای رقابت با کشورهای منطقه نظیر ایران، عراق و سوریه قرار گرفتند و جناب آقای مسعود بارزانی نیز تلاشی برای جلوگیری از این‌گونه بازی‌های خطرناک نداشتند.

اکنون که سیاست رفراندوم نیز با شکست اولیه و ظاهری مواجه شده است، باید به سیاست‌های زیرکانه و خطرناک اسرائیل برای بهره‌برداری از احساسات اکراد شریف منطقه علیه ایران، عراق، سوریه و ترکیه توجه خاصی داشت تا این احساسات از سوی اسرائیل تشدید نشده و تبدیل به یک بحران جدید نگردد. 

پنجم- رهبران کرد از مام جلال تا کاک مسعود

فارغ از هر گونه پیش‌داوری سیاسی و … باید نسبت به رهبران بزرگ کرد منطقه ازجمله جلال طالبانی و مسعود بارزانی با احترام سخن گفته و تحلیل نمود.

شاید اکنون بتوان مسعود بارزانی یا همان ” کاک مسعود” را تنها فرمانده یا پارتیزان کاریزمای مناطق کردنشین دانست که در قید حیات هستند و همچنان قادر به رهبری قوم خود می‌باشند.

سیاست اشتباه و عجولانه برگزاری رفراندوم استقلال کردستان عراق را نباید تنها به پای این فرمانده سالخورده و مبارز پیر یعنی کاک مسعود بارزانی نوشت.

صحنه سازی بر علیه خاندان بارزانی طی چند ماه اخیر و به خصوص انتشار وسیع تصاویر ملامصطفی بارزانی و مسعود بارزانی در کنار برخی شخصیت‌های اسرائیلی که مربوط به دهه ۱۹۷۰ بوده است و ایراد اتهام و برچسپ اسرائیلی بودن به این بزرگان را باید سیاستی نادرست دانست.   

نباید فراموش نمائیم که در دهه ۱۹۷۰، کردهای منطقه که در حال نبرد با دولت ایران و دولت ترکیه بودند، با برخی سران اسرائیل نیز تعاملات سیاسی داشتند. همان‌گونه که دولت وقت ایران و نظام شاهنشاهی پهلوی نیز رابطه بسیار نزدیک و دوستانه با دولت اسرائیل برقرار نموده بود.

همان‌گونه که شاه ایران به دولت اسرائیل اعتماد داشت و همان‌گونه که اردوغان با اسرائیل رابطه نزدیکی برقرار نموده بود، برخی رهبران کرد نیز به دولت اسرائیل که اتفاقاً از شهروندان سابق ایران نیز بودند (اسرائیلی‌های ایرانی تبار) اعتماد نموده بودند.

بنابراین نباید نیرنگ‌های خطرناکی که سعی دارند تا ذهنیت شهروندان کرد را علیه ایران بدبین سازند و ایران را به عنوان شمن اکراد منطقه معرفی نمایند را ناچیز دانسته و به سادگی از کنار آنها بگذریم.

همان‌گونه که جلال طالبانی (مام جلال) برای شهروندان کرد چهار کشور و سران کشورهای منطقه از جایگاه بالا و احترام خاصی برخوردار بودند، مسعود بارزانی (کاک مسعود) نیز از احترام، جایگاه و کاریزمای خاص خود برخوردار هستند که باید از سوی مسئولین ایرانی مورد توجه قرار گیرد تا در بازی خطرناک اسرائیل برای تهییج اکراد علیه ایران گرفتار نشوند.

نتیجه گیری

 در حالی که آسیای جنوب غربی به دریای مواج و طوفان‌زای سیاستگذاران منطقه‌ای و جهانی تبدیل شده است و همه کشورهای حاضر در این منطقه نگران ثبات، امنیت و منافع خود هستند، نباید ایران را به پلیس بد یا حتی دشمن شهروندان کرد چهار کشور تبدیل نمود.

همان‌گونه که ایران، بخشی از پیشینه تاریخی کردها می‌باشد، کردهای دلیر و شریف نیز بخش ثابت و پایدار تاریخ ایران زمین بوده و هستند.    

هنوز فراموش نکرده‌ام که حدود پانزده سال قبل، بهمن قبادی کارگردان مطرح ایرانی که خودشان دارای اصالت کردی هستند و با ساختن فیلم سینمایی “زمانی برای مستی اسب‌ها” برنده جایزه جشنواره بین‌المللی کن شده بودند در تعریفی بسیار زیبا در مورد رابطه کردها و ایران، گفتند: همه کردها، ایرانی هستند.

بنابراین باید ضمن تلاش برای ایجاد همبستگی، اتحاد و انسجام ایران و حفظ تمامیت ارضی وطن خود و افزایش قدرت راهبردی آن در منطقه و جهان، شایسته است که حقوق شهروندی همه ایرانیان و به خصوص شهروندان کرد را نیز برآورده سازیم تا در کنار ظهور اقلیم کردستان عراق، شاهد ظهور اقلیم‌هایی مانند اقلیم کردستان، اقلیم زاگرس، اقلیم بلوچستان و …. در ایران نباشیم.   

منبع:
هاست">سرورپارس هاست">سرور پارس نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه