۱۳:۴۵:۳۹ - پنج شنبه ۱۸ آبان ۱۳۹۶
صد سالگی انقلاب اکتبر؛ سوسیالیسم روسی علیه مارکس+ فیلم
این همه شعر و قصیده و ستایش سیاستمداران و شاعران از لنین و انقلاب اکتبر، امری تصادفی نبود. دکتر مصدق به ماکسیموف سفیر شوروی در اوایل دهه ۱۳۲۰ نوشت: آقای سفیر! هر وقت دولت شوروی از فضایِ ایران دور شده است، استقلال ایران به خطر افتاده است!  نخست‌وزیر گرجستان چند سال پیش گفت: «هر چه […]

این همه شعر و قصیده و ستایش سیاستمداران و شاعران از لنین و انقلاب اکتبر، امری تصادفی نبود. دکتر مصدق به ماکسیموف سفیر شوروی در اوایل دهه ۱۳۲۰ نوشت: آقای سفیر! هر وقت دولت شوروی از فضایِ ایران دور شده است، استقلال ایران به خطر افتاده است! 



نخست‌وزیر گرجستان چند سال پیش گفت: «هر چه از سوسیالیسم فاصله گرفتیم، پیشرفت کردیم”. چرا “انقلاب اکتبر” و بزرگترین تجربه “سوسیالیسم” چنین سرنوشتی پیدا کرد؟ پاسخ بابک امیرخسروی به چند پرسش در این باره.

 

سوسیال دموکراسی در اروپای غربی و شمالی از همان آغاز پیدایش تا امروز در خدمت دموکراسی، رفاه و حقوق بشر، ‌پیشرفت و توسعه بود. در مشرق‌ زمین و در افریقا و امریکای لاتین اما چنین نبود در بهترین حالت می‌توان گفت، می‌خواست اما چنین نشد.

سوسیال دموکراسی با آموزه‌های لنین به شرق آمد و لنینیسم و بعد هم کمونیزم نامیده شد.‌ بعدتر خوانش‌های دیگری مانند مائویی و پول‌پوتی هم پیدا کرد. هرچه بود نتوانست در خدمت رفاه، توسعه و ترقی قرار گیرد. در هیچ جای جهان، در آسیا، ‌افریقا و آمریکای جنوبی نمی‌توان کشوری را سراغ گرفت که در آن خوانش لنینی یا مائویی از سوسیال دموکراسی سکان امور را به دست گرفته و کارنامه قابل قبول از خود به جای گذاشته باشد.

شراره‌های “انقلاب اکتبر” هر جا رفت مرارت با خودش برد. کشورهای زیادی هزینه‌های سنگین پرداختند. اتحاد شوروی پس از ۷۴ سال رنج و سختی و هزینه سنگین برای مردم، فرو پاشید. در ایران زندگی دست‌کم سه نسل از روشنفکران متمایل به چپ هزینه “آرمان‌های سوسیالیستی” شد بدون آنکه به جایی برسند. در افغانستان ظهور و حضور چپ از همان آغاز با کودتا و سپس دخالت شوروی همراه بود که سرآغاز جنگ داخلی این کشور شد که هنوز ادامه دارد. در کشورهای دیگر هم که به نحوی از انقلاب اکتبر تاثیر پذیرفتند، اوضاع بهتر از موارد یادشده نیست.

اما کشورهای گرفتار وقتی از بند کمونیزم رها شدند، تازه توانستند به سوی پیشرفت و توسعه گام بردارند. سخنی که چند سال پیش نخست‌وزیر گرجستان به زبان آورد، شاید بیان موجز وضعیت کشورهای رهایی‌یافته از چنگ کمونیزم باشد: «هر قدر از سوسیالیسم دورتر شدیم، بیشتر پیشرفت کردیم».

مشکل در کجا بود؟ چرا “انقلاب اکتبر” و بزرگترین تجربه “بنای سوسیالیسم” چنین سرنوشتی پیدا کرد؟ آیا این سرنوشت محتوم بود یا پیروان لنین بیراهه رفتند؟ این‌ها پرسش‌هایی است که به بهانه صد سالگی “انقلاب اکتبر” با بابک امیرخسروی، یکی از پرسابقه‌ترین فعالان چپ ایران، در میان گذاشتیم.

بابک امیرخسروی فعالیت سیاسی را از اوایل دهه ۱۳۲۰ آغاز کرد و خیلی زود وارد صفوف حزب توده ایران شد. در سال‌های پس از انقلاب و سرکوب شدید گروه‌های چپ در ایران، او در انتقاد از سیاست‌های حزب توده ایران در برابر حاکمیت برآمده از انقلاب و نیز سیاست غیرمستقل حزب در برابر اتحاد شوروی، همراه با شمار قابل‌توجهی از همفکرانش از حزب توده خارج شد و “حزب دموکراتیک مردم ایران” را بنیان گذاشت.

***

* آقای امیرخسروی شما کارنامه “انقلاب اکتبر” را چگونه ارزیابی می‌کنید؟ به نظر شما این “انقلاب” چه دستاوردی داشت؟

پاسخ: به باور من، اگر مدلِ “سوسیالیسم روسی” که لنین پروراند و به کرسی نشاند، و آنطور که شما در مقدمه گفتید “هر جا رفت مرارت با خودش برد”، نهفته در ذات این مدل است و ربطی به سوسیالیسم علمی که مارکس پایه‌گذار آن بود، نداشت. می‌کوشم با زبانی ساده و به اختصار مطلب را توضیح بدهم:

از دید مارکس، سرنگونی نظام سرمایه‌داری و استقرار سوسیالیسم هنگامی امکان‌پذیر است که سرمایه‌داری به آنچنان درجه‌ای از رشد و توسعه اقتصادی دست یافته باشد که دیگر قادر نباشد بیش از آن نیروهای تولیدی را گسترش دهد. از دید مارکس، نظام سوسیالیستی (دیکتاتوریِ پرولتاریا)، نظام جانشین سرمایه‌داری پس از سرنگونیِ آن، این وظیفه را بر دوش خواهد گرفت.

شرط دیگر، جا افتادنِ دموکراسی در این کشورهاست. انگلس می‌گفت: اگر دموکراسی در این کشورها به غایت برسد، به حاکمیّت پرولتاریا می‌انجامد (نقل به معنی)! منظورش این بود که چون پرولتاریا در این کشورها اکثریّت را دارند، اگر دموکراسی واقعاً جا بیفتد و رعایت شود، در یک انتخابات آزاد، خود به خود پرولتاریا به قدرت می‌رسد! منظورم درستی و نادرستی این حرف‌ها نیست، قصدم صرفاً بیان فکر و درک آنهاست.

و باز طبق آموزه‌های مارکس، انقلاب سوسیالیستی هنگامی به طور موفقیّت‌آمیز رخ داده و پایدار خواهد ماند که همزمان در همه کشورهای پیشرفتۀ سرمایه‌داری و یا لااقل در بیشتر آنها صورت بگیرد، وگرنه پیروزی آن در یک کشور از سوی سایر کشورهای سرمایه‌داری در نطفه خفه خواهد شد. مارکس به کشورهایی نظیر انگلستان و آلمان و فرانسه و هلند می‌اندیشید.

از سویِ دیگر، مارکس با بررسی جوامع لجام‌گسیختۀ سرمایه‌داری نیمه‌های سدۀ نوزدهم، براین گمان بود که با رشد سرمایه‌داری، طبقات و اقشارمیانی جامعه تجزیه شده، بخش کوچکی به طبقۀ سرمایه‌دار و بخش اعظم آن به طبقۀ پرولتاریا خواهد پیوست. در چنین جامعۀ دوقطبی شده، شامل بورژواها و پرولتاریا، نبرد نهائی برای سرنگونی سرمایه‌داری و برقراری نظام عالی‌تر سوسیالیستی و حاکمیّت پروتاریا برقرار خواهد شد.

با این توضیح کوتاه ملاحظه می‌کنید که آنچه در روسیّه در اکتبر ۱۹۱۷ رخ داد، نقض آشکار نظریّۀ مارکس در رابطه با انقلاب سوسیالیستی بود. زیرا:

اوّلاًـ روسیّه نه تنها کشور پیشرفتۀ سرمایه‌داری نبود، بل به گفتۀ خود لنین، آسیایی‌ترین وعقب‌مانده‌ترین کشور اروپائی از لحاظ رشد سرمایه‌داری بود. فراتر از آن، روسیّه یک کشوراستبدادزدۀ تاریخی تزاری بود و بویی از دموکراسی نبرده بود.

ثانیاًـ انقلاب به اصطلاح سوسیالیستی روسیه در یک کشور تنها و نه همزمان با سایر کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری رخ نمود. از این رو به تنهایی قابل دوام نبود.

ثالثاًـ طبقۀ کارگر در روسیّه نه تنها اکثریّت جامعه را تشکیل نمی‌داد، بل از چند درصد ناچیز فراتر نمی‌رفت.

البته لنین که اندیشه‌پرداز و اندیشه‌ساز بزرگی بود، از آنجا که فکر و ذکرش راه انداختن انقلاب سوسیالیستی در روسیه بود، برای رفع این معضلات، تئوری می‌ساخت و یا به رویاپروری می‌پرداخت.

می‌گفت اگر پرولتاریا در روسیّه ضعیف است، جای آن را دهقانان تهی‌دست پرخواهند کرد! از این رو از اتحاد این دو طبقه سخن می‌گفت که رهبری انقلاب سوسیالیستی را بر دوش خواهند گرفت.

در پاسخ به انتقاد دیگران نظیر کائوتسکی و پلخانوف که انقلاب در کشور واحد ناممکن است و شکست خواهد خورد، به جنبش‌های کارگری امید بسته بود که گمان می‌برد در بعضی از کشورهای اروپایی پس از جنگ جهانی اول موفق شوند. نگاهش به طور مشخص متوجه جریانات آلمان و مجارستان بود.

می‌گفت: ما شعلۀ انقلاب را در روسیه برافروخته‌ایم، ولی انقلاب‌های جاری در اروپا به زودی پیروز شده به یاری ما خواهند آمد. به مخالفان نظری‌اش می‌گفت: مگر کورید، کورید که نمی‌بینید و صدایِ انقلاب در اروپا را که در حال تکوین و رشد است نمی‌شنوید؟ (یادآوری‌ها همه نقل به معنی است). آنگاه که این جنبش‌ها در اروپای غربی سرکوب شدند، گفت اینک دیگر چاره‌ای نیست. باید کوشید همین دستاورد پرولتاریای جهان را در روسیه حفظ و استوار کرد.

لنین به طور شگفت‌انگیزی دموکراسی‌های موجود در کشورهای سرمایه‌داری را نفی می‌کرد. می‌گفت اینها دروغ و فریب است. می‌گفت دموکراسی درسوسیالیسم یک میلیون بار بهتر از دموکراسی‌های بورژوایی خواهد بود! این حرف‌ها را با واقعیّت آنچه در۷۰ سال در شوروی گذشت بسنجید و داوری کنید!

از آنچه به اختصار آوردم ملاحظه می‌شود که “سوسیالیسم روسی” ساخته و پرداختۀ لنین، ربطی به نظریات پایه‌گذاران آن و سوسیالیسم علمی نداشته است. لنین و بلشویک‌ها، با استفاده از شرایط استثنائیِ روسیه پس از ۴ سال جنگ ویرانگر، در میان نارضایتی‌ها و فقر توده‌های آواره در خیابان‌ها، و ضعف و از هم‌پاشیدگی دستگاه دولتی، به مجردی که در شوراهای کارگری پتروگراد و مسکو اکثریت را کسب کردند، با یک اقدام ضربتی و کودتایی، قدرت را به دست گرفتند.

شعارشان نیز برای جلب سربازان ناراضی از ادامه جنگ و کشاندن توده‌های عاصی فقیر و دهقانان به سوی خود، عبارت بود از: صلح و نان و زمین. شعارهایی که ربطی به سوسیالیسم ندارند و برای یک انقلاب دموکراتیک بورژوایی مناسب هستند.

بلشویک‌ها که به نام کارگران حکومت را به دست گرفتند، در اقلیت کامل بودند. ادامه سلطه آنها به‌ناچار جز با برقراری یک رژیم استبدادی و راه انداختن بگیر و ببندهای گسترده و سرکوب هر نفس‌کشِ دگراندیش، امکان نداشت. به ویژه آنکه در شرایط محاصره جهانی سرمایه‌داری قرارداشتند. کشیدن دیوارآهنین به دور خود، تصادفی نبود.

استالین که من اورا “چنگیزخان کاپیتال‌خوانده” نامیده‌ام، ادامه‌دهنده‌ی طبیعی راهی بود که لنین  پایه‌گذار آن بود. بنابراین، طبیعی است که هر کشور دیگری، به ویژه عقب‌مانده‌ای چون افغانستان و کوبا و کره که خواسته‌اند “سوسیالیسم روسی” را در کشورشان برقرار کنند، چون تحت همان شرایط روسیه بودند، به ناچار به استبداد و سرکوب آزادی‌ها روی آوردند و دچار بدبختی‌ها شدند.

 ناگفته نگذارم که اگر نیک بنگریم، حتّی همان سوسیالیسم علمیِ مارکس نیز شدنی نبود؛ چه رسد به نسخۀ روسی آن! زیرا برخلاف تحلیل خود مارکس از جوامع سرمایه‌داری که ناشی از اوضاع و احوال سرمایه‌داریِ میانه‌های سدۀ نوزدهم و شناخت او از وضعیّتِ پیرامونی خود بود؛ در این جوامع، طبقات و اقشار میانی نه تنها از میان نرفتند، بل به اصلی‌ترین و گسترده‌ترین طبقه تبدیل شدند.

از این رو، اگر به هر ترتیب و ترفندی پرولتاریا که اقلیّت این جوامع را تشکیل می‌دهند، به قدرت می‌رسید، برای ادامۀ حاکمیّت خود (دیکتاتوری پرولتاریا)، راهی جز اعمال قهر و برقراری استبداد نداشت.

مارکس در نیمه سدۀ نوزدهم بر این گمان بود که سرنگونی سرمایه‌داری قریب‌الوقوع است. امروزه پس از گذشت یک سده و نیم از این شعارها، ناسازگاری و ناممکن بودن آنها با واقعیّت امروزی این کشورها و جهان، مشهود است.

با این حال، ارزش‌های والای مورد نظر جنبش سوسیالیستی، نظیر انسان‌گرایی، آزادی، برابری، عدالت اجتماعی و حمایت از ستمدیدگان و محرومان در برابر فرادستان، همچنان برجاست و به باور من دستیابی تدریجی به آنها حتّی در نظام سرمایه‌داری امکان‌پذیر و وظیفۀ مستمر همۀ آزادی‌خواهان و‌ نیروهای چپ آزادی‌خواه و عدالت‌جوست.

* پس خطای کمونیست‌ها بود که سوسیال دموکراسی را در کشورهای توسعه‌نیافته به چنین نتایجی کشاند؟

فکر کنم پاسخ به این پرسش را در پرسش قبلی داده‌ام با این‌حال تاکید آن ضروری است که این “سوسیالیسم روسی” است و نه سوسیال دموکراسی که در این کشورها ناکام مانده است. زیرا حفظ “سوسیالیسم روسی” به مدت ۷۰ سال، تنها در سایه استبداد و توتالیتاریسم حاکم در کشور بزرگی نظیر روسیه شوروی که یک ششم کره زمین در اختیارش بود، و از آن همه امکانات و ثروت طبیعی بهره‌مند بود، امکان‌پذیر شد.

تصادفی نیست که به مجرد گشایش نسبی فضای سیاسی در زمان گورباچف، علی‌رغم همه تلاش‌های وی برایِ حفظ اتحاد شوروی، طولی نکشید که آن سیستم از هم  پاشید و از درون آن یک کشور سرمایه‌داری مافیایی سر بر آورد.

* نقش چپ ایران را که عمدتاً خوانش روسی و لنینیستی از سوسیال دموکراسی بود، در رادیکالیزه‌شدن تحولات دوره محمدرضا پهلوی که منجر به انقلاب ۵۷ و سقوط ایران در دامان اسلام سیاسی و بنیادگرا شد، چگونه می‌توان ارزیابی کرد؟ برخی بر این نظرند که چپ‌ها به عنوان سازش‌ناپذیرترین نیرو، نقش عمده‌ای در قطبی‌شدن جامعه ایران و سوق دادن آن به ورطه “انقلاب اسلامی” داشتند؟

 به باورِ من رادیکالیزه شدن تحولات دوره محمدرضا شاه، در درجه اوّل و شاید تماماً، بر عهده خود وی بود که امکان نداد فضای سیاسی کشور تا حدی باز شود، تا تغییرات آرام آرام صورت بگیرد.

رادیکال شدن چپ‌های لنینی و اسلامی، واکنش طبیعی دیکتاتوری محمدرضا شاه بود. به باور من اگر یک سال پیش از انقلاب بهمن، دولت در اختیارِ حتی امینی‌ها قرار می‌گرفت و شاه نیز سلطنت می‌کرد و نه حکومت، انقلاب اسلامی در ایران رخ نمی‌داد.

حزب توده ایران که مهم‌ترین سازمان چپ لنینی ایران بود، در آستانه انقلاب بهمن که رشد هم یافته بود، تعداد اعضایش به ۲۰۰ نفر نمی‌رسید. چنین نیروی ناچیزی چگونه می‌توانست در روند تحولات سیاسی کشور نقشی تعیین‌کننده داشته باشد؟ از سایر نیروهای چپ لنینی آمار ندارم. ولی گمان نکنم نقش آنها نیز تعیین‌کننده بود.

* آقای انور خامه‌ای، از چهره‌های آغازگر چپ در ایران، در مصاحبه‌ای که یک سال پیش منتشر شد می‌گوید: «مارکسیست‌شدن ما اشتباه بود. فکر می‌کردیم راه آزادی همین است. اما اشتباه می‌کردیم. مارکسیسم راه آزادی ما نبود. برای جامعه ما نسخه‌ای نداشت. بعد هم که دیدید چه شد و چه نتیجه‌ای داد.» شاید بتوان گفت بسیاری از چپ‌های سابق ایران نیز به نتیجه‌ای مشابه رسیده‌اند، نظر شما در این باره چیست؟

البته اگر از نگاه و درک امروزی‌مان به گذشته بنگریم و داوری کنیم، شاید حرف ایشان درست باشد. ولی آیا چنین شیوه برخورد به گذشته درست است یا نه، امر دیگری است.

گذشته از آن، واقعیّت این است که در آغاز، حزب توده ایران حزب مارکسیست – لنینیست نبود. با گذشت زمان به این سو گرایش یافت. رسماً نیز پس از ده سال، در اوایل سال ۱۳۳۰ در یک سند درونی که انتشار بیرونی نیافت، برای اولین بار خود را یک حزب مارکسیست – لنینیست بیان کرد.

در آغاز دهۀ ۱۳۲۰ خورشیدی، که هم‌زمان با جنگ جهانی دوم بود، اتحاد شوروی نقش بزرگ و تعیین‌کننده‌ای در شکست هیتلر و فاشیسم ایفا کرد. از این رو، از محبوبیّت وصف‌ ناپذیری در میان نیروهای سیاسی و حتی ملیّون برخوردار بود.

من آن زمان نوجوانی بیش نبودم. عضو حزب هم نبودم. ولی هر شب تا ساعت دوازده شب که آخرین اخبار رادیو مسکو منتشر می‌شد بیدار می‌ماندم تا از آخرین اخبار جبهه‌های جنگ با خبر شوم.

تپش قلب ما با پیروزی و شکست ارتش شوروی در جبهه‌های جنگ بالا و پایین می‌رفت. زیرا از نگاه ما، جنگ سرنوشت‌ساز میان آزادی و فاشیسم بود. کشش حزب توده ایران و دیگران به سوی اتحاد شوروی که ندای آزادی می‌داد و از برابری و عدالت سخن می‌گفت، بسیار طبیعی بود.

اشکال و ایراد در این نبود. اشکال در روش شوروی‌ها بود که ازاین علاقه صادقانه توده‌ای‌ها، ناجوانمردانه نهایت سوءاستفاده را کردند و نگذاشتند حزب توده ایران راه مستقل خود را در جامعه ایران پیدا کند.

باید از آقای انور خامه‌ای پرسید که پس چرا هیچ جریان سیاسی دیگری که مارکسیست و لنینیست نبود، نتوانست توده‌های مردم و روشنفکران طراز اول کشور را همچون حزب توده ایران، به سوی خود جلب نماید؟

* در دو دهه اخیر کشورهایی که مستقیم یا غیرمستقیم تحت تاثیر اندیشه‌های انقلاب اکتبر بودند، هر اندازه از این ایده‌ها دور شدند، دستکم در حوزه اقتصاد، در مسیر رشد و پیشرفت قرار گرفتند. کشورهای جداشده از تسلط روسیه و چین از این مواردند. کشور بزرگ هند نیز هرچند “سوسیالیستی” نبود، اما به شدت متاثر از سیاست‌های بلوک سوسیالیستی بود. این کشور نیز پس از فروپاشی بلوک شرق، به سرعت در مسیر پیشرفت قرار گرفت و هم‌اکنون بعد از چین دومین کشور با نرخ رشد بالای اقتصادی در جهان است. اصولا ایده‌های انقلاب اکتبر چه نسبتی با توسعه داشت و آیا این ارزیابی درست است که توسعه بخش بزرگی از جهان، از آسیا گرفته تا افریقا و آمریکای لاتین، تحت تاثیر افکار کمونیستی، مختل و حتی ترمز شد؟

فکر کنم دو موضوع را باید از هم تفکیک کرد. اولی نقش اتحاد شوروی در برپایی جنبش‌های رهایی‌بخش و استقلال‌طلبانه در آسیا و آفریقا و تاحدی در آمریکای لاتین است. در این راستا، به باور من، نقش مثبتِ دولت شوروی در بیداری جهان سوم و در مبارزات آنها برای رهایی از یوغ استعمار، در یک نگاه کلی، انکارناپذیر است.

کشور ما ایران بهترین نمونه آن است. اگر انقلاب اکتبر پیش نمی‌آمد، ایران به منطقۀ نفوذ و اشغال دو کشور استعماری روس و انگلیس در آمده بود.

قرارداد ۱۹۲۱ با دولت شوروی بود که به طور قطعی به این وضع پایان داد. این همه شعر و قصیده و ستایش سیاستمداران و شاعران از لنین و انقلاب اکتبر، امری تصادفی نبود. دکتر مصدق به ماکسیموف سفیر شوروی در اوایل دهه ۱۳۲۰ نوشت: آقای سفیر! هر وقت دولت شوروی از فضایِ ایران دور شده است، استقلال ایران به خطر افتاده است! (نقل به معنی).

دوم نقش برخی از این کشورها نظیر کوبا و کره و برخی کشورهای افریقایی است که تحت تاثیر نظریات و “تئوری”های به‌هم‌بافته در شوروی، کوشیدند در کشورهای عقب‌مانده “سوسیالیسم روسی” را به نام راه رشد غیرسرمایه‌داری یا سمتگیری سوسیالیستی پیاده کنند. جوانب منفی که شما از آن صحبت می کنید بیشتر به اینگونه کشورها مربوط می‌شود و نه به تمام آسیا و افریقا و آمریکای لاتین. 

 

 

 منبع: دویچه وله

منبع:
سرورپارس سرور پارس نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه
  • RSS English News

  • RSS news

    • Novak Djokovic into Australian Open semi-finals as Kei Nishikori retires – live!
      Djokovic will play France’s Lucas Pouille in semi-finalsStefanos Tsitsipas sets up semi-final with Rafael NadalAnd feel free to email Jacob or tweet @JacobSteinberg 9.42am GMT Novak Djokovic runs through a few Australian phrases to amuse the crowd. “Fair dinkum!” 9.42am GMT Novak Djokovic speaks! “I love to battle, especially against Kei. We have played here […]
    • Davos 2019: Mental health in focus; Abe, Merkel and Qishan speak - live
      Rolling coverage of the second day of the World Economic Forum, as Shinzo Abe, Angela Merkel and Wang Qishan all speak, and Prince William discusses mental health Introduction: G7 leaders at WEFMental health with the Duke of Cambridge Photo: Anti-WEF protest at DavosHammond pulls out of Davos panel 9.34am GMT IKEA boss Jesper Brodin has […]
    • Tim Howard ends a career of individual brilliance but not much team glory
      The former USA and Everton goalkeeper will retire at the end of the 2019 MLS season. He was the last of a generation that helped expand US soccerOn 1 July 2014, Tim Howard delivered his finest performance. Facing the likes of Eden Hazard, Kevin de Bruyne, Romelu Lukaku and the rest of a golden-generation Belgium […]
    • Hollywood A-listers and controversial documentaries head to Sundance
      Michael Jackson and Harvey Weinstein exposés will premiere alongside new films from Keira Knightley and Jake GyllenhaalControversial documentaries about Michael Jackson and Harvey Weinstein are set to make waves at this year’s Sundance film festival.Leaving Neverland, a co-production between Channel 4 and HBO, will reportedly feature the stories of two men who claim that the […]
    • Danielle Collins: the feisty US college star causing upsets at the Australian Open
      The 25-year-old eschewed turning pro to concentrate on her education. Now she credits her collegiate career with her run to the semi-finals in Melbourne Early in her Australian Open quarter-final victory over Anastasia Pavlyuchenkova on Tuesday, Danielle Collins challenged a line call that had gone in her opponent’s favor. Her challenge was incorrect, and a […]
    • Woman who defied Indian temple ban 'shunned' by family
      Kanakadurga, 39, allegedly beaten and ousted from home for entering Sabarimala shrineA woman who defied violent protests to worship at a centuries-old south Indian shrine that banned females of “menstruating age” has been spurned by her family, attacked by relatives and locked out of her home.On New Year’s Day, Kanakadurga, 39, along with Bindu Ammini, […]
    • Emiliano Sala: search resumes for lost plane carrying Cardiff player
      Voicemail message revealed as police say chances of finding footballer alive are ‘slim’The search for the plane carrying the Cardiff City footballer Emiliano Sala that went missing over the English Channel has resumed, amid only “slim” hopes he survived.The aircraft, carrying Sala and the pilot, disappeared off Alderney in the Channel Islands on Monday night. […]
    • Shock hits that record-signing Emiliano Sala may be ‘best player Cardiff never had’
      The Argentinian was a record signing intended to usher in a club’s survival but now Cardiff City fans fear for his lifeAs storm clouds gathered above the Cardiff City Stadium on what was a grey afternoon in south Wales in more ways than one, Robert Glaves stared at the floral tributes that had been placed […]
    • Celebrity social media influencers pledge to change way they post
      Clampdown on stars being paid for endorsing products without disclosing firm rewards themMore than a dozen celebrities, including Alexa Chung and Ellie Goulding, have pledged to change the way they label social media posts after Britain’s competition watchdog clamped down on the practice of stars being paid for endorsing products without disclosing they were being […]
    • And the nominees aren't: the Oscarbait films that failed in 2019
      While Roma and The Favourite might be leading the race, there’s a list of major prospects that struggled to turn buzz into votesThis year’s nominations are out and while it’s a great year for Roma and The Favourite (leading the race with 10 a piece), there’s a trail of wreckage from those films that didn’t […]
  • اطلاعات