۱۴:۴۸:۲۰ - یکشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۵
سیاست‌های دولت برای عقیم سازی صدا و سیما!
یکی از اهداف اصلی عقیم سازی صدا و سیما را باید خفه نمودن صدای منتقدین از سوی دولت یازدهم و تلاش برای فریب مردم برای کسب مجدد قدرت در انتخابات ریاست جمهوری آینده دانست. تلاش برای بدنام نمودن دولت‌های نهم و دهم توسط برخی طرفداران دولت یازدهم چنان مضحک و بی‌مزه شده است که برخی […]

یکی از اهداف اصلی عقیم سازی صدا و سیما را باید خفه نمودن صدای منتقدین از سوی دولت یازدهم و تلاش برای فریب مردم برای کسب مجدد قدرت در انتخابات ریاست جمهوری آینده دانست.



تلاش برای بدنام نمودن دولت‌های نهم و دهم توسط برخی طرفداران دولت یازدهم چنان مضحک و بی‌مزه شده است که برخی رسانه‌های ظاهراً طرفدار دولت دکتر روحانی، به علت نداشتن سوژه برای مخالفت با دکتر احمدی‌نژاد، به آشپز نهاد ریاست جمهوری متوسل شده و یا اینکه به مقایسه کارشناس برنامه هفت یعنی آقای فراستی با دکتر احمدی‌نژاد می‌پردازند!

نقدهای ارایه شده در برنامه هفت به سیاست‌های فرهنگی و هنری و حتی اجتماعی و اقتصادی دولت یازدهم، چنان بر طرفداران دولت سنگین آمده است که به دنبال کنار گذاشتن مجری کنونی آن یعنی علیرضا افخمی و کارشناس نقاد آن فراستی هستند. گویا صدا و سیما نیز با این تاکتیک مضحک طرفداران دولت همراه شده است.

با استعفای دکتر سرافراز از ریاست سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، فصل نوینی از فعالیت این سازمان حاکمیتی بسیار مهم در ایران و معادلات سیاسی و اجتماعی آن آغاز شد، فصلی که شاید بتوان آن را فصل عقیم سازی صدا و سیما نام نهاد!

در حالی که هنوز دوره پنج ساله دوم مهندس عزت‌الله ضرغامی بر سازمان صدا و سیما خاتمه نیافته بود، بسیاری از رسانه‌های ایران و حتی برخی سیاسیون ایرانی به دنبال برکناری یا استعفای ایشان از آغاز کار دولت یازدهم بودند. بهانه این رسانه‌ها و سیاسیون جناحی ایرانی نیز عدم هم‌سویی و همراهی صدا و سیما با دولت یازدهم و بلکه رویه انتقادی و تهاجمی این سازمان نسبت به دولت و مذاکرات هسته‌ای بود.

ایرادات وارده بر عزت‌الله ضرغامی در دوره ۱۰ ساله ریاست ایشان، بیشتر از سوی جناح اصلاح‌طلب و طیف آیت‌الله هاشمی رفسنجانی صورت می‌گرفت. این ایرادات را باید بهانه‌های سیاسی دانست که دارای امیال سیاسی و جناحی از صدا‌ و سیما و شخص مهندس ضرغامی جهت تغییر رویکرد برنامه‌ای این سازمان و به خصوص برنامه‌های خبری و تحلیلی صدا و سیما بود.

 هدف منتقدین و مخالفین آقای ضرغامی از زیر سوأل بردن صدا و سیما در این دوره ۱۰ ساله (۱۳۸۳ الی ۱۳۹۳) را می‌توان عدم وادادگی و تمکین ضرغامی در برابر خواسته‌های اصلاح‌طلبان و طیف هاشمی رفسنجانی برای مقابله با اصولگرایان و به خصوص دولت‌های نهم و دهم دانست. از سال ۱۳۹۲ و شروع دولت یازدهم نیز دولت دکتر روحانی و حامیان پنهان و آشکار ایشان، خواهان سکوت و همراهی محض صدا و سیما با دولت و سیاست‌های خاص آن بودند!

با وجود همه ایرادات فنی و سیاستگذاری‌های تا حدودی غیر راهبردی صدا و سیما در ترویج فرهنگ و تمدن ایرانی طی چند دهه اخیر و نیز در دوره آقای ضرغامی مانند سونامی فیلم و سریال‌های کره‌ای و شرقی که منجر به الگوسازی فرهنگی و تمدنی این سریال‌ها نیز شده است، هیچ‌یک از منتقدین آقای ضرغامی به دنبال نقد اجتماعی، فرهنگی و هنری صدا و سیما نبودند، بلکه هدف و نیت آنان تنها به مسایل سیاسی و جناحی خود معطوف بود.

علی‌رغم تمام مسایل و نقایص اجتماعی و فرهنگی در سیاستگذاری‌های صدا و سیما، اکثر منتقدین آقای ضرغامی و سازمان صدا و سیما به دنبال مسایل سیاسی و جناحی خود بودند تا از طریق سازماندهی حملات داخلی و خارجی به این سازمان و رئیس آن، صدا و سیما را با دولت یازدهم همراه و بلکه مطیع دولت و سیاست‌های خاص آن به خصوص مذاکرات هسته‌ای با امریکا نمایند.

با وجود تمام این حملات به صدا و سیما و شخص رئیس آن و از جمله کاهش بودجه سازمان، آقای ضرغامی همچنان بر اصول خود در نقد بی‌طرفانه دولت استوار ماند، هر چند تا حدودی مجبور به رعایت سیاست‌ها و الزامات امنیتی و راهبردی در زمینه مذاکرات شدند. آخرین انتقاد روحانی از صدا و سیمای تحت ریاست آقای ضرغامی در سفر استانی دکتر روحانی در مردادماه ۱۳۹۳ به اردبیل صورت گرفت که خود نشان از تشدید تقابل شدید دولت با صدا و سیما بود.۱

حمله دولت به سازمان صدا و سیما

اما با پایان دوره ریاست مهندس ضرغامی و انتصاب دکتر محمد سرافراز، بازهم موج تهاجم به صدا و سیما تقویت شده و همراهان دولت و حتی شخص دکتر روحانی به انتقاد از صدا و سیما پرداختند. این روند تقابلی دولت با صدا و سیما همچنان ادامه داشت و دولت در برابر استقلال صدا و سیما و رئیس آن یعنی دکتر سرافراز به شدت نگران شده بود و منافع سیاسی دولت به خصوص در بحث مذاکرات هسته‌ای و توافقات مربوطه را در خطر می‌دید، زیرا صدا و سیمای ایران علی‌رغم برخی محدودیت‌ها، مذاکرات و توافقات حاصل شده را در برنامه‌های کارشناسی به نقد و چالش کشیده بود.

دکتر روحانی در دی ماه ۱۳۹۳ نیز در یک همایش ملی در انتقاد از صدا و سیما می‌گویند: ((صدا و سیما از صددرصد فرصت موجود برای انتقاد علیه دولت استفاده می‌کند))۲. این انتقادات دولت از صدا و سیما در حالی صورت می‌گیرد که صدا و سیما رویکردی انعطاف پذیرتر از خود نشان داده بود و تلاش داشت تا از حجم گسترده و کم‌نظیر انتقادات از رویکرد دولت در مذاکرات هسته‌ای بکاهد و یا اینکه آنها را رسانه‌ای نسازد.

اما همزمان با انتقادات دولت از صدا و سیمای تحت ریاست دکتر سرافراز، حامی اصلی دولت یعنی آیت‌الله هاشمی رفسنجانی نیز سیاست انتقاد و حمله به صدا و سیما را پیش گرفتند و در همایشی در دانشگاه تهران در دی ماه ۱۳۹۳، می‌گویند: ((این روزها چقدر از صدا‌ و ‌سیما علائم تفرقه پخش می‌شود و چیزهایی را به خورد مردم می‌دهیم که نبوده و این تفرقه‌ها خدمت به کشور و انقلاب نیست)).۳

این حملات به صدا و سیما تنها بر اساس نیات سیاسی و جناحی منتقدین صورت می‌گرفت و خواسته آنان نیز عدم نقد دولت یازدهم و جریان‌های حامی و همسوی دولت از سوی صدا و سیمای ایران بود.

انتقاد و مخالفت فقط برای مخالفین و رقیبان

همان کارشناسان و سیاسیونی که در زمان ریاست جمهوری دکتر احمدی‌نژاد و دولت‌های نهم و دهم به شدت به صدا و سیما حمله می‌کردند که باید سیاست‌های خود را تغییر داده و نقد شدید و عریان دولت‌های احمدی‌نژاد را در دستورکار خود قرار دهد تا ایرانیان به برنامه‌های صدا و سیما گرایش پیدا نمایند، با آغاز دولت یازدهم دچار فراموشی شده و خواهان عدم نقد دولت دکتر روحانی شدند!

به نظر می‌آید نظرات کارشناسی و دلسوزانه کارشناسان و سیاسیون مخالف دکتر احمدی‌نژاد به سازمان صدا و سیما طی دوره هشت ساله دولت‌های نهم و دهم، تنها برای مقابله و حمله علیه احمدی‌نژاد بود و نه برای اصلاح و بهبود فعالیت‌های سازمان صدا و سیما !

تغییر سیاست منتقدین از توصیه نقد دولت برای دوران احمدی‌نژاد به توصیه همراهی و عدم نقد دولت در دوره روحانی، نشان از ماهیت سیاست‌زده و جناحی منتقدین صدا و سیما طی سه سال اخیر دارد. سیاستی که با ایجاد موج‌های روانی در افکار عمومی علیه صدا و سیما و شخص دکتر سرافراز، همراه شده و از سوی دیگر با کاهش شدید اعتبارات بودجه‌ای این سازمان در برنامه‌های بودجه ۱۳۹۴ و ۱۳۹۵ نیز تشدید گردید.

همه این حملات به صدا و سیما و ریاست آن در حالی صورت می‌گرفت که هیچ منتقدی از ضعف یا نقص برنامه‌های فرهنگی و اجتماعی صدا و سیما سخنی نمی‌گفت. اما در همین زمان رهبر معظم انقلاب حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به حمایت کامل از دکتر سرافراز پرداخته و (( ایشان را فردی پرکار، سخت‌کوش، با همت، منظم، ساده‌زیست و به‌ دور از تشریفات و تجملات، پاک‌دست، حساس در مورد بیت‌المال، شجاع، دارای جسارت در تصمیم‌گیری و خلاق و مبتکر و نوآور )) دانسته و می‌فرمایند: ((این ویژگی‌ها بسیار با ارزش و مورد تحسین است که باید استمرار داشته باشند و برای سازمان صدا و سیما به ‌عنوان یک سازمان فراقوه‌ای لازم و ضروری است)).۴

سرانجام دکتر سرافراز به علت همان فشارها و حملات شدید دولت و حامیان و همراهان نهان و آشکار دولت به ایشان و سازمان، مجبور به استعفا شدند و رهبر معظم انقلاب نیز یکی دیگر از مدیران متخصص و با سابقه سازمان یعنی دکتر علی‌عسکری را به ریاست سازمان منصوب نمودند.

هدف عقیم سازی صدا و سیما چیست؟

به نظر می‌آید یکی از اولویت‌های دولت یازدهم و حامیان اصلی آن در حمله به صدا و سیما و حتی تلاش برای ایجاد تغییرات بنیادی در آن را می‌توان انتخابات‌های بسیار مهم سال ۱۳۹۶ دانست.

انتخابات‌های ریاست جمهوری دوازدهم و شورای شهر و روستای پنجم که باید در خرداد ۱۳۹۶ برگزار شوند، از حساسیت‌های خاص همیشگی برای جناح‌های سیاسی ایران و به خصوص دولت و حامیان آن که خود را در معرض عدم پیروزی مجدد می‌بینند، برخوردار بوده و همه تلاش‌ها برای تغییر فضای انتخاباتی سال آینده از هم اکنون شروع شده است.

اگر قرار باشد صدا و سیما بر اساس وظایف ذاتی خود به تهیه و پخش برنامه‌هایی از وضعیت واقعی و بحران اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و … ایران در دوره دولت یازدهم بپردازد، دولت کنونی و هر شخصیتی که مورد حمایت این دولت و حامیانش باشد، در انتخابات ریاست جمهوری و شوراهای شهر و روستای سال آینده، پیروز نخواهد بود.

یکی از اهداف اصلی عقیم سازی صدا و سیما را باید خفه نمودن صدای منتقدین از سوی دولت یازدهم و تلاش برای فریب مردم برای کسب مجدد قدرت در انتخابات ریاست جمهوری آینده دانست.

فضای سازمان صدا و سیما و برنامه‌های خبری آن طی حدود چند ماه اخیر، این ذهنیت را تداعی می‌کند که شاید سیاست‌های دولت یازدهم و همراهان سیاست‌زده آن برای خنثی‌سازی برنامه‌های صدا و سیما یا همان عقیم سازی سازمان، موفق شده است؟

در حالی که وضعیت اقتصادی کشور به شدت بحرانی شده و بحران‌هایی مانند بیکاری شدید، تورم، رکود و … بر اقتصاد کشور حاکم شده و موجب نارضایتی شدید مردم و فعالین اقتصادی شده است، گویا صدا و سیما به دنبال عدم نقد دولت در این موارد می‌باشد. این سیاست می‌تواند شائبه عقیم سازی صدا و سیما توسط دولت یازدهم را در افکار عمومی، برجسته سازد. قطع بخش پرطرفدار “صرفاً جهت اطلاع” از اخبار ساعت ۲۰:۳۰ شبکه دوم سیما را می‌توان یکی از جلوه‌های مهم عقیم سازی صدا و سیما دانست.

سیاست دولت یازدهم در توجه افراطی و خوش‌بینی متوهمانه به مذاکرات هسته‌ای و اعتماد به امریکا و غرب در برجام که موجب ایجاد رویه برجام‌گرایی در ایران طی یک سال اخیر شده است، یکی از عوامل مهم مشکلات اقتصادی کشور و تشدید نارضایتی مردم می‌باشد که صدا و سیما باید به آنها پرداخته و نقد آشکار و اصولی دولت را همچنان در برنامه کاری خود داشته باشد.

امیدواریم که تغییر ریاست سازمان و از سوی دیگر فشارهای اقتصادی، بودجه‌ای و سیاسی دولت و حامیانش موجب تغییر ماهیت و سیاست‌های راهبردی سازمان صدا و سیما که خود جایگاهی هم‌ردیف با دیگر قوای سه گانه دارد، نشده و سیاست عقیم سازی صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که از سوی برخی سیاسیون و جناح‌های داخلی و حتی خارجی دنبال می‌شود به شکست بیانجامد.

منابع:

  • سایت خبری تحلیلی الف. ۳۰/۰۵/۱۳۹۳، به آدرس:          http://alef.ir/vdcce4qio2bq1m8.ala2.html?23wml
  • خبرگزاری فارس. ۰۷/۱۰/۱۳۹۳، به آدرس:                               http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13931001393100
  • سایت روزنامه دنیای اقتصاد. ۱۳/۱۰/۱۳۹۳، به آدرس:                                                                                                                                          http://donya-e-eqtesad.com/news/851133
  • پایگاه‌ اطلاع‌رسانی دفتر حفظ و نشر آثار حضرت آیت‌الله خامنه‌‌ای – موسسه پژوهشی و فرهنگی انقلاب اسلامی. ۲۰/۰۷/۱۳۹۳، به آدرس:                                           http://farsi.khamenei.ir/news-content?id=31050

 

منبع:
سرورپارس سرور پارس نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه
  • RSS English News

  • RSS news

  • اطلاعات