۲۰:۱۹:۴۹ - چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶
حمایت از سپاه یا تلاش برای انحلال سپاه؟
سعی دارند تا همه مشکلات ایران و منطقه آسیای جنوب غربی را به سپاه پاسداران و فعالیت‌های آن، مرتبط نمایند و سپاه را بد نام نموده تا بتوانند موجبات تضعیف و انحلال آن را فراهم ساخته و ایران را در منطقه تضعیف و محدود نمایند.  اسلام ذوالقدرپور: یکی از برجسته‌ترین و شاید شگفت‌انگیزترین ساختارها و […]

سعی دارند تا همه مشکلات ایران و منطقه آسیای جنوب غربی را به سپاه پاسداران و فعالیت‌های آن، مرتبط نمایند و سپاه را بد نام نموده تا بتوانند موجبات تضعیف و انحلال آن را فراهم ساخته و ایران را در منطقه تضعیف و محدود نمایند. 



اسلام ذوالقدرپور: یکی از برجسته‌ترین و شاید شگفت‌انگیزترین ساختارها و تشکیلات نیروی نظامی در جهان را می‌توان ساختار نیروهای نظامی ایران دانست که در کنار ارتش، نیروی انتظامی(پلیس) و حتی وزارت اطلاعات، یک تشیلات فرانظامی و امنیتی با کارکردهای بیشمار نظامی، امنیتی، اجتماعی، اقتصادی، عمرانی، فرهنگی و … به نام سپاه پاسداران انقلاب اسلامی حضور دارد.

سیاست ایجاد و تأسیس سپاه پاسداران را می‌توان یکی از برجسته‌ترین سیاسستگذاری‌های حضرت امام خمینی قلمداد نمود که دارای مؤلفه‌های سیاستی بسیار مهمی بوده است. مؤلفه‌هایی مانند:

  1. نیروی انقلابی رابط شهروندان و مسئولین انقلاب.
  2. عدم وابستگی این تشکیلات به ساختار نظامی و امنیتی وقت.
  3. جذب جوانان پرشور انقلابی و سازماندهی آنان در یک تشکیلات عقیدتی -نظامی.

و …

سپاه پاسداران در همان سال‌های اول تأسیس خود توانست به عنوان بازوی انقلاب به فعالیت پرداخته و از چنان جایگاهی برخوردار گردد که یکی از ابزارهای اصلی حفظ نظام و از سوی دیگر صدور انقلاب اسلامی به سراسر جهان تبدیل گردید.

حضور سپاه در همه رویدادهای ایران بعد از انقلاب مانند جنگ ۸ ساله، مقابله با کودتاها، مقابله با تجزیه‌طلبان قومی، کمک‌رسانی به انقلابیون در لبنان، فلسطین، عراق و … و سرانجام حضور در کمک‌رسانی به شهروان در حوادث مختلف داخلی و کمک به توسعه و آبادانی کشور را می‌توان شاخص بسیار مهمی برای قدرتمندی سپاه پاسداران قلمداد نمود.

همزمان با قدرت‌یابی و تثبیت قدرت سپاه و سپس نمایش قدرت سپاه در رویدادهای داخلی و خارجی که سپاه پاسداران را به نیروی راهبردی قدرت‌نمایی ایران در جهان تبدیل نمود، برخی مخالفین داخلی و بین‌المللی که از برتری قدرت راهبردی سپاه در مسایل داخلی و خارجی در هراس بودند، سعی در سپاه هراسی و تضعیف سپاه را داشته‌اند.

طی دو دهه اخیر در حالی که سپاه پاسدران از سوی غرب و به خصوص امریکا، اسرائیل و حتی برخی دولت‌های عربی به شدت مورد تهاجم قرار داشته است، برخی افراد و گروه‌های داخلی و حتی مسئولین ارشد دولت‌ها یعنی رؤسای جمهور ایران نیز سعی در تقابل با سپاه و تضعیف این رکن از پرستیژ بین‌المللی اقتدار ایران را داشته‌اند!

از آغاز  کار دولت یازدهم نیز مسئولین و حامیان این دولت و حتی شخص رئیس جمهور محترم سعی در تضعیف و کاهش قدرت سپاه در مسایل داخلی و حتی بین‌المللی داشته‌اند. حملات دولت یازدهم به سپاه پاسداران، بیشتر از سوی دکتر حسن روحانی آغاز شده و سپس در رسانه‌های مختلف حامی این دولت به صورت گسترده منتشر و پیگیری شده است.

دولت یازدهم و شخص رئیس جمهور که با وعده‌های اقتصادی بزرگی مانند رفع تمام تحریم‌ها از طریق مذاکره با غرب و به خصوص امریکا به قدرت رسیده بودند، در فرآیند مذاکرات خود با امریکا (تحت نام مذاکرات با کشورهای ۵+۱)، هر جا که قادر به ایستادگی در مقابل درخواست‌های امریکا یا دولت‌های حامی امریکا مانند انگلیس و فرانسه نبودند، به سپاه پاسداران حمله نموده و مسیر اذهان عمومی را به سوی مسایل انحرافی سوق می‌دادند.

موفقیت حسن روحانی در مذاکرات با امریکا و توافق برجام تا حدود زیادی به تقابل دولت با سپاه و حمله دولت به سپاه، وابسته شده بود. دولت یازدهم سعی داشت تا همه مشکلات را به دولت قبل و از سوی دیگر به سپاه پاسداران، ارجاع دهد.

به نظر می‌آید سیاست خاصی که بر پایه نیرنگ جناحی سیاسی در ایران و با تقویت دشمنان خارجی، استوار است در حال تضعیف و تخریب سپاه پاسداران در داخل ایران و در صحنه بین‌المللی است تا شاید سرانجام بتوانند سپاه ساسداران را نیز منحل نمایند.

برخی جلوه‌های فعالیت سیاستگذاران انحلال سپاه پاسدارن را می‌توان در موارد زیر مشاهده نمود:

یکم– حمله رئیس جمهور به سپاه و پیشینه انحلال خواهی حسن روحانی:

ایجاد موج سانه‌ای با عنوان دخالت سپاه در اقتصاد، حمله به اقدامات موشکی سپاه و … را می‌توان ازجمله جلوه‌های سیاست تقابل با سپاه پاسداران از سوی دولت حسن روحانی برشمرد که تا حدود زیادی مورد توجه و استناد دشمنان ایرانی نیز قرار گرفته و آنان را در حمله به سپاه پاسدارن، قوی‌تر و تهاجمی‌تر نموده است!

حمله به سپاه در جریان انتخابات ریاست جمهوری دوازدهم وارد مرحله جدیدی شده و حامیان حسن روحانی در پشت‌سر ایشان به صورت آشکار به سپاه حمله نمودند. سخنان دکتر روحانی در مورد نوشته‌های موشک‌های ایرانی و متهم نمودن سپاه به تلاش برای شکست مذاکرات و برجام از طریق آزمایش موشک‌ها و نوشته‌های موشک‌ها را می‌توان نمونه بارز جدیت دولت حسن روحانی برای تضعیف سپاه پاسداران در داخل کشور قلمداد نمود.

بعد از انتخابات نیز حملات دولت و شخص رئیس جمهور به سپاه پاسداران ادامه یافته است که در آخرین نمونه آن، حسن روحانی با استفاده از اصطلاح” دولت با تفنگ“، تلاش نمود تا مشکلات اقتصادی کشور را به فعالیت‌های سپاه مرتبط نموده و سپاه پاسداران را مقصر مشکلات اقتصادی ایران جلوه دهد!

این سخنان رئیس جمهور نشان می‌دهد که ایشان از فعالیت‌های اقتصادی و رسانه‌ای سپاه پاسداران که موجب اقتدار جهانی آن و البته استقلال سپاه در مقابل دولت‌های ایران می‌باشد، به شدت نگران هستند که چنین علیه سپاه سخن می‌گویند که: (( از آن دولتی که تفنگ نداشت می‌ترسیدند چه برسد به اینکه اقتصاد را به دولتی دادیم که هم تفنگ دارد و هم رسانه را در اختیار دارد و همه چیزی دارد و کسی جرأت ندارد با آنها رقابت کند)). ۱

این فرآیند تقابل دکتر روحانی با سپاه را می‌توان در چارچوب همان سیاست ایشان در مورد انحلال تیپ نیروهای ویژه ارتش (تیپ ۶۵ نوهد) در ابتدای انقلاب، بررسی نمود. سیاستی افراطی در برخورد با مشکلات کشور که البته با مخالفت شهید دکتر مصطفی چمران نیز مواجه شد.

سیاست تضعیف یا انحلال نیروهای توانمند نظامی و امنیتی ایران را می‌توان سیاستی زیرکانه برای کاهش فشار افکار عمومی از سوی مسئولینی دانست که از اقتدار، توانمندی و محبوبیت نیروهای نظامی در هراس هستند.

همزمان با زیر سوأل بردن اقتدار و به خصوص فعالیت‌های اقتصادی و عمرانی سپاه، دولت یازدهم اقدام به انعقاد و امضای قرارداد فاز ۱۱ پارس جنوبی با شرکت توتال نموده است!

آیا سیاستگذاران حامی دولت برای انعقاد قرارداد مشکوک خود با شرکت توتال، نیاز به تهییج افکار عمومی علیه سپاه پاسداران داشتند؟

توتال فرانسه را می‌توان یکی از اهرم‌های اقتدار دولت فرانسه دانست. دولت فرانسه‌ای که در مذاکرات هسته‌ای و حتی در مسایل سوریه، به شدت علیه منافع ایران اقدام نموده و همواره از دشمنان سپاه پاسداران بوده است.

دوم-  حمله دشمنان خارجی و رقبای ایران به سپاه پاسداران:

 در کنار حملات داخلی دولت و رئیس جمهور به سپاه پاسداران و تلاش برای تضعیف و شاید انحلال آن، دشمنان و رقبای جهانی و منطقه‌ای ایران نیز به شدت به سپاه و فعالیت‌های آن حمله نموده و تلاش خود برای تضعیف سپاه را بیشتر نموده‌اند.

بخشی از این تلاش‌ها از سوی رسانه‌های این دولت‌ها یا حتی رسانه‌های داخلی ایران و به خصوص در فضای مجازی طراحی و دنبال می‌شوند. بخش دوم سیاست تضعیف و مقابله با سپاه را می‌توان در تحریم‌های مجدد امریکا علیه سپاه و فرماندهان ارشد آن به خوبی مشاهده نمود.

حمله به سپاه و فعالیت‌های موفق آن در سطح منطقه و به خصوص در عراق، سوریه و … از سوی طیفی از دولت‌های رقیب یا دشمن ایران به سرکردگی امریکا، موازی با برخی پیام‌ها در درون کشور در مورد فعالیت‌های اقتصادی سپاه را نمی‌توان امری عادی و اتفاقی قلمداد نمود.

این هم‌پوشانی و هم‌زمانی انتقادات از فعالیت‌های سپاه در داخل ایران و اقدامات دولت امریکا در تحریم فرماندهان سپاه و نهادهای وابسته به آن را می‌توان ناشی از یک سیاستگذاری زیرکانه برای تخریب و تضعیف همه جانبه سپاه دانست. این سیاست دارای دو بعد زیر است:

الف:  سیاست تخریب و تضعیفی که جلوه خشن آن را می‌توان در حادثه حمله تروریستی داعش به مجلس شورای اسلامی مشاهده نمود. حمله‌ای که اساساً برای ضربه زدن به اقتدار سپاه و چهره امنیت‌آفرین این نهاد، برنامه‌ریزی شده بود.

سیاستگذاران حمله به مجلس شورای اسلامی را باید بسیار فراتر و توانمندتر از سازمان تروریستی و آشفته داعش دانست. با توجه به اینکه امنیت مجلس شورای اسلامی به صورت کامل در اختیار سپاه می‌باشد، هدف سیاستگذاران حمله به مجلس شورای اسلامی را می‌توان خدشه به جایگاه اقتدار زای سپاه و از سوی دیگر ایجاد تشنج میان مجلس و سپاه بر سر مسایل امنیتی کشور قلمداد نمود.

اگر تروریست‌های داعش می‌توانستند به صحن اصلی مجلس راه یافته و نیات پلید خود در کشتار نمایندگان مجلس را اجرایی سازند، حجم بسیار سنگینی از اتهامات و حملات به سوی سپاه نشانه گیری می‌شد. اتهاماتی که از سوی مسئولین مجلس و به خصوص نمایندگان طیف اصلاحات رهبری شده و شهروندان ایرانی را در اعتماد به سپاه و امنیت کشور، دچار تردید می‌ساخت.

ب: برقراری مجدد تحریم علیه سپاه از سوی امریکا که تحت نام بروزرسانی تحریم‌های سپاه از آن یاد می‌گردد را می‌توان بخشی از سیاست‌های تضعیف سپاه توسط دشمنان خارجی ایران قلمداد نمود که از اقتدار راهبردی سپاه در مسایل منطقه‌ای مانند سوریه، عراق، یمن و حتی حمله موشکی به مقر داعش در دیرالزور سوریه، بسیار ترسیده و آینده آسیای جنوب غربی را تحت هژمونی سپاه پاسداران و نظام جمهوری اسلامی می‌دانند.

سوم- مجلس شورای اسلامی و طرح مقابله با اقدامات امریکا:

 در حالی که مجلس سنای امریکا با اکثریت ۹۸ نفری (از ۱۰۰نفر)، تحریم‌های جدید علیه سپاه و برنامه موشکی ایران تصویب نموده و به فعالیت‌های سپاه در مبارزه با داعش و دیگر سازمان‌های تروریستی منطقه، اتهامات مذهبی و قومی می‌دهند، نمایندگان مجلس ایران حتی تمایل نداشتند تا با اکثریت مطلق از اقدام موشکی سپاه علیه داعش، قدردانی نمایند.

بیانیه حمایت و قدردانی مجلس از اقدام موشکی سپاه علیه داعش که تنها ۱۶۲ امضای نمایندگان مجلس (از ۲۹۰ نماینده) را داشت، نشان از نوعی انتقاد و شاید مخالفت با اقتدار موشکی سپاه حتی در میان نمایندگان مجلس ایران است!!

 از سوی دیگر طرح دو فوریتی مقابله ایران با اقدامات یا تحریم‌های جدید امریکا علیه ایران که در مجلس مطرح و گویا مرکز پژوهش‌های مجلس نیز مسئول تهیه و تدوین آن بوده است را می‌توان نوعی حمله نرم داخلی به سپاه پاسداران قلمداد نمود!

در حالی که تحریم‌های امریکا علیه ایران و حتی صدور مجوز مصادره اموال ایران در ایرن کشور، دارای ابعاد سیاسی و حقوقی فراوانی است که به صراحت توافق برجام را نقض می‌کند، مجلس ایران سعی دارد تا با بزرگ‌نمایی کمک مالی به برنامه موشکی ایران و اقدامات سپاه پاسداران، بدون در نظر گرفتن ضعف دولت در توافق برجام، برنامه موشکی ایران و فعالیت‌های نیروی قدس سپاه را عامل تحریم‌های امریکا جلوه دهد!

این سیاست ناشیانه طرح مجلس را می‌توان در بخش هفتم این طرح مشاهده نمود که می‌گوید: ((برای گسترش فعالیت‌های موشکی یک هزار میلیارد تومان در اختیار وزارت دفاع و پشتیبانی نیروهای مسلح قرار می‌گیرد و همچنین به منظور مبارزه با تروریسم در منطقه هم مبلغ یک ‌هزار میلیارد تومان در اختیار نیروی قدس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی قرار خواهد گرفت. وزارت دفاع هم موظف است که پس از یک ماه از تصویب این قانون، طرح عملیاتی مربوط به افزایش توان و بازدارندگی کشور در حوزه موشکی را تهیه و به همراه پیشنهادات خود به شورای عالی امنیت ملی تقدیم کند )).۲

چنین پیشنهادی در طرح مقابله با اقدامات امریکا از سوی مجلس ایران را می‌توان نوعی کج سلیقگی یا شاید گرفتاری در دام نیرنگ سیاستگذاران امریکایی قلمداد نمود که سعی دارند تا همه مشکلات ایران و منطقه آسیای جنوب غربی را به سپاه پاسداران و فعالیت‌های این نهاد ایرانی، مرتبط نمایند و سپاه را بد نام نموده تا بتوانند موجبات تضعیف و انحلال آن را فراهم ساخته و ایران را در منطقه تضعیف و محدود نمایند. 

 طرح دو فوریتی مجلس ایران به جای مقابله با اهداف سیاستگذاران امریکایی در بد نام نمودن ایران و سپاه پاسداران با تهمت بی‌ثبات نمودن منطقه، با قرار دادن سپاه پاسداران و نیروی قدس سپاه در بخش‌های مختلف این طرح و در نظر گرفتن اعتبار برای آنها، ادعاها و اتهامات سیاستگذاران امریکایی در مورد فعالیت‌های سپاه و نیروی قدس سپاه را به صورت ضمنی مورد تأیید قرار داده‌اند!

 آیا درنظر گرفتن اعتبار برای تقویت برنامه‌های موشکی ایران و فعالیت‌های نیروی قدس سپاه را باید در طرح‌های رسانه‌های مورد اشاره قرار داد؟

***

با توجه به روند رویدادهای اخیر، می‌توان رویکرد سیاستگذاری خاصی در مقابل سپاه پاسداران و اقتدار این نهاد را در داخل و خارج از ایران مشاهده نمود که دارای هم‌پوشانی بو ده و موازی با یکدیگر در حال اجرا بوده‌اند.

در بعد داخلی مقابله با سپاه، اقدامات و سخنان دکتر روحانی را می‌توان به “قرآن بر نیزه کردن سپاه معاویه” تشبیه نمود که نتیجه آن را در قرارداد توتال و در نهایت بسترسازی برای تضعیف و انحلال سپاه از طریق تشویش اذهان عمومی شهروندان ایرانی علیه اقدامات و فعالیت‌های اقتصادی، سیاسی و اجتماعی سپاه مشاهده نمود.
گویا برخی مسئولین دولت و حتی رئیس جمهور محترم نمی‌خواهند از وضعیت کنونی قطر که به علت کوچک بودن نیروی مسلح و ضعف تسلیحات مورد طمع همسایگانی مانند عربستان و امارات متحده قرار گرفته و از سوی دیگر مجبور به پذیرش تسلط ترکیه بر این کشور شده است، درس عبرت گرفته و از مقابله و تضعیف نیروهای نظامی ایران و به خصوص سپاه مقتدر جلوگیری نمایند.

به نظر می‌آید احترام و ارزشی که دشمنان و رقیبان ایران و حتی امریکا و اسرائیل در صحنه بین‌المللی و جهانی برای قتدار و برتری سپاه پاسداران ایران قایل هستند، نزد برخی مسئولین دولت وجود ندارد. گویا این مسئولین از همین اقتدار جهانی و البته مقبولیت و محبوبیت داخلی سپاه برای آینده خود و محافل سیاسی خود در هراس هستند.

شاید زمان آن رسیده باشد که بزرگان جناح‌های سیاسی کشور، فرماندهان سپاه، کاندیداهای ریاست جمهوری و مسئولین دولت و به خصوص دکتر روحانی با کنار گذاشتن برخی رقابت‌های غیرضروری سیاسی، دور یک میز جمع شده و ضمن رفع برخی کدورت‌ها و ناراحتی‌های سیاسی و جناحی، سیاست‌های کارآمد و جدیدی برای بهبود شرایط ایران و به خصوص افزایش اقتدار ایران در منطقه و جهان، طراحی نمایند.

 شاید بتوان یکی از ابزارهای بسیار مفید سیاست تغییر رژیم ایران که به شدت از سوی سیاستگذاران و کارشناسان امریکایی و حتی مسئولین متوهم عربستانی طی چند ماه اخیر به صوت مستمر در رسانه‌ها منتشر شده است را همین مقابله داخلی و خارجی با سپاه، تضعیف و در نهایت توهم انحلال سپاه پاسداران، تلقی نمود که بسیار زیرکانه در کنار هم، موازی با هم و هم‌پوشان با یکدیگر در حال اجرا هستند.

 منابع:

  1. خبرگزاری خبرآنلاین. ۰۱/۰۴/۱۳۹۶ به آدرس:                                                   http://www.khabaronline.ir/detail/679394
  2. خبرگزاری فارس. ۱۰/۰۴/۱۳۹۶ به آدرس:                     http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13960410001437

 

منبع:
نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه