۶:۱۴:۵۶ - دوشنبه ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۷
بازخوانی ترور مجید شریف واقفی
روز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ مجید شریف واقفی یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در پی ایستادگی بر مواضع اسلامی خود و نپذیرفتن مواضع جدید و التقاطی برخی رهبران این سازمان به دست سران این گروه به شهادت رسید.   نسیم توسعه به نقل از خبرگزاری صداوسیما:  روز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ مجید شریف واقفی یکی از […]

روز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ مجید شریف واقفی یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در پی ایستادگی بر مواضع اسلامی خود و نپذیرفتن مواضع جدید و التقاطی برخی رهبران این سازمان به دست سران این گروه به شهادت رسید.



بازخوانی ترور مجید شریف واقفی

 

نسیم توسعه به نقل از خبرگزاری صداوسیما:  روز ۱۶ اردیبهشت ۱۳۵۴ مجید شریف واقفی یکی از اعضای سازمان مجاهدین خلق در پی ایستادگی بر مواضع اسلامی خود و نپذیرفتن مواضع جدید و التقاطی برخی رهبران این سازمان به دست سران این گروه به شهادت رسید.

 

 مجید شریف واقفی در سال ۱۳۲۷ در تهران متولد شد. ۱۲ روزه بود که پدرش حبیب الله که کارمند اداره فرهنگ و هنر و استاد زری بافی بود به اصفهان منتقل شد. تحصیلات ابتدایی و دبیرستان را در آن شهر گذراند. در همین دوران بودکه به فعالیت های دینی و اجتماعی روی آورد. پس از خاتمه تحصیلات دبیرستانی به عنوان دانش آموز ممتاز استان شناخته شد. در سال ۱۳۴۵ در زمره اولین دانشجویان دانشگاه صنعتی در رشته برق به تحصیل پرداخت و یکی از بنیانگذاران انجمن اسلامی آن دانشگاه بود.

یکی از اعضای سازمان در مورد نحوه وصل او به سازمان می نویسد: … آشنایی من با مجید شریف واقفی از اوایل دوره دانشگاه شروع شد و در انجمن اسلامی شرکت داشتیم بعداً در سال ۴۸ من و شریف واقفی توسط مسعود اسماعیل خانیان در جلسه مذهبی خوابگاه دانشجویان دانشگاه آریامهر آشنا شدیم که منجر به عضوگیری ما شد.
مجید شریف واقفی از نخستین اعضای پرنفوذ این سازمان بود که به مخالفت با گرایش های مارکسیستی رهبران جدید سازمان پرداخت و زمانی که قصد کناره گیری از سازمان را داشت به شکلی خونین حذف شد. در جریان ضربه اول شهریور سال ۱۳۵۰ در رابطه با اسناد و مدارکی که در «خانه جمعی»به دست آمده بود نام شریف واقفی نیز لو رفته و مأمورین به سراغ وی رفتند. در آن هنگام وی به عنوان افسر وظیفه در اداره برق منطقه فارابی تهران مشغول خدمت بود.

محسن سید خاموشی که در ترور شریف واقفی دست داشت می نویسد: یک روز شریف واقفی در محل کارش بود از طرف ساواک آمدند که او را دستگیر کنند پیش او آمده گفتند آقای شریف واقفی کجاست او در جواب گفته همین جا بایستید الآن می روم صدایش می کنم و بعد رفته بود و متواری شده بود.
با شروع زندگی مخفی، شریف واقفی به همراه احمد رضایی به بازسازی سازمانی پرداخت که تمام کادرهای برجسته خود را از دست داده بود. در این زمان مجید به عنوان معاون کاظم ذوالانوار فعالیت می کرد.

بعد از بازداشت کاظم در مهر ماه ۵۱ مجید به مرکزیت سازمان راه یافت و با رضا رضایی هم ردیف شد. بعد از کشته شدن رضا او نیز مسئول شاخه کارگری شد. مجید علاوه بر مسئولیت مزبور مسئول امنیتی سازمان نیز بود و هر ماه یک نشریه داخلی با نام «نشریه امنیتی» را منتشر می کرد. این نشریه تا آذر ۵۳ یکی از منظم ترین نشریات سازمان محسوب می شود. مسئولیت دیگر مجید «گروه الکترونیک» بود و با نظارت او عبدالرضا منیری جاوید معروف به خسرو الکترونیک موفق شد بسیاری از فرکانس ها و امواج رژیم را کشف و کنترل کند. رابطه با افراد خارج از کشور و ارسال خبر، پیام و تحلیل برای آنها از جمله دیگر مسئولیت های او بود. سازمان در جریان تغییر مواضع، مجید را به کارگری می فرستد.

محسن سید خاموشی راجع به مجید می نویسد:
… عضو کمیته مرکزی بوده است. او مذهبی بود و در جریان خانه گردی شبانه دیگر حاضر به همکاری نمی شود با بچه ها همکاری کند. به دلیل چاپ مقاله پرچم که در نشریه داخلی چاپ شده بود. در جواب به او می گویند که اگر حاضر به همکاری نشوی خیانت کرده ای و او حاضر می شود همکاری کند. بالاخره به کار کارگری قرار می شود برود. او به ظاهر مدت شش ماه به کار کارگری می رفته ولی در پنهان با حسین (مرتضی صمدیه لباف) و کریم (سعید شاهسوندی) و زنش مشغول فعالیت برای تشکیل گروه جدید بوده است.

آنها پیش اعضای پایین می رفتند و با آنها صحبت می کردند بالاخره زن مجید شریف واقفی بعد از مدت شش ماه طی نامه ای که برای کمیته مرکزی می فرستد، مسائل پنهانی آنها را فاش می کند. مجید در تلاش خود برای تشکیل گروه جدید و یا دور کردن منحرفین از تشکیلات سازمان ناکام می ماند و در تاریخ ۱۶ اردیبهشت ۵۴ به تصویب مرکزیت مارکسیست شده، ترور و جسدش سوزانده می شود.

ترور شریف واقفی
مرکزیت سازمان در اسفند ماه ۱۳۵۳، از طریق لیلا زمردیان همسر شریف واقفی، که ضمناً رابط وی با سازمان بود، دریافت که شریف واقفی که به دلیل مخالفت با انحراف ایدئولوژیک قبلاً از مرکزیت تصفیه شده بود، «مسلح» است.

لیلا در یک متن انتقاد از خود پس از اینکه از طرف مسئولش متهم شده بود که حقایق را نمی گوید اعتراف کرد که از همان آذر ماه ۵۳ می دانسته که شوهرش مسلح است ولی گزارش نکرده است. ضمناً صمدیه لباف نیز یکی دو بار به وحید افراخته گفته بود که دیگر به دلایل اعتقادی نمی خواهد با سازمان کار کند. این مسئله نیز شایبه ارتباط منظم مخالفین را برای هسته مرکزی سازمان تقویت کرد و لذا تصمیم به مذاکره اولیه با مخالفان گرفتند.
طی چند تماس که در فروردین ماه ۱۳۵۴ بین وحید افراخته، به نمایندگی از مرکزیت، با مجید شریف واقفی و صمدیه لباف گرفته شد، آنان صریحاً اظهار داشتند که دیگر نمی خواهند با سازمان کار کنند و تصمیم به جدایی گرفته اند. از جمله توجیهات و انگیزه های مرکزیت سازمان در ترور وی و شریف واقفی ترس از نوعی انتقام گیری «مکتبی» بوده است؛ که تردیدی نیست قیاس به نفس کرده اند.

مرکزیت توصیه کرد که شریف واقفی، صمدیه لباف و سعید شاهسوندی را تصفیه فیزیکی (ترور) کنند؛ و ضمناً با سیف الله کاظمیان، سمپات صمدیه و انباردار آنها نیز بعد از ترور آن دو تماس گرفته شود. که «انبارک» را تحویل دهد.
طبق قراری که از طریق لیلا زمردیان به شریف واقفی ابلاغ شد، وحید افراخته و او در ساعت ۴ بعداز ظهر روز ۱۶ اردیبهشت ماه ۱۳۵۴ در سه راه بوذرجمهری نو (۱۵ خرداد شرقی)، باید یکدیگر را می دیدند. قبلاً محسن سید خاموشی و حسین سیاه کلاه در یکی از کوچه های خیابان ادیب الممالک مستقر شده بودند و در انتظار ورود شریف واقفی به سر می بردند که قرار بود علامت آن را منیژه اشرف زاده کرمانی بدهد.

طبق برنامه، لیلا، همسر شریف بی آنکه از جریان ترور مطلع باشد او را تا محل ملاقاتش با وحید همراهی کرد و جدا شد. قرار بود در این ملاقات آخرین حرف ها زده شود و وحید احتمالاً و صرفاً به لحاظ تاکتیکی جهت انحراف ذهن شریف موافقت سازمان را به مجید شریف واقفی اعلام دارد.

وحید وی را به داخل خیابان ادیب برد و زمانی که به کوچه محل استقرار دو عضو دیگر رسیدند و خواستند از آن عبور کنند، حسین سیاه کلاه یک گلوله از روبه رو به صورت شریف واقفی و وحید افراخته نیز گلوله ای از پشت سر به او شلیک کرد.

جسد او به سرعت در صندوق عقب اتومبیلی که از قبل آماده بود قرار گرفت، وحید و دو نفر دیگر با رانندگی محسن خاموشی به سوی بیابان های مسگرآباد حرکت کردند. در آنجا شکم شریف واقفی توسط خاموشی و سیاه کلاه پاره شد و در آن، محلول بنزین و کلرات و شکر ریختند و آتش زدند. پس از سوزاندن جسد، آن را قطعه قطعه کردند و در چند نقطه دفن نمودند. به علت سوزاندن و مثله کردن جسد، یکی از دست های حسین سیاه کلاه مقداری سوخت که در نتیجه نتوانست در برنامه بعدی، که قرار بود ساعت ۶ بعد از ظهر اجرا شود (ترور صمدیه لباف) شرکت کند.

شرح قتل و جسدسوزی شریف واقفی از زبان خاموشی
سید محسن سید خاموشی، از عوامل اصلی ترور شریف واقفی، اعترافات دهشتناکی در مورد این حادثه دارد؛ که عین آن را در حضور والدین او نیز تکرار کرد و از تلویزیون رژیم شاه پخش شد. در محل قرار، علی و بعد حیدر و حسن هم آمدند. ماشین قهوه ای را هم با خود آورده بودند… وسایل ضروری را داخل ماشین گذاشتم (کلرات بنزین برزنت ابر نایلون هر کدام یک دست لباس اضافی برای خود آورده بودیم میخ پنجری لُنگ). صندوق عقب را مرتب کردیم؛ اول یک ورقه نایلون زیر انداخیتم . بعد برزنت را روی آن کشیدیم، بعداً ابر را روی برزنت کشیدیم. حدود سه کیلو کلرات در بسته [های] یک کیلوئی در داخل ماشین گذاشتیم. یک پیت هم خریدیم و آن را پر از آب کرده داخل ماشین گذاشتیم.

طرح بدین شکل بود که روبه روی کوچه ادیب [الممالک] (کوچه باریک) یک همشیره بایستد؛ بعد وقتی مجید شریف واقفی وارد کوچه شد، همشیره برود و عباس وارد کوچه شده مجید شریف واقفی را بکشد، بعد جسد را دو نفری (عباس و حیدر) با هم حمل کنند، در صندوق عقب بگذارند و بعد سوار شده بروند…
حیدر سر قرار مجید شریف واقفی رفت. من و عباس هم ماشین قهوه ای را به کوچه ای برده نمره ها را باز کرده و نمره های جعلی را پشت شیشه های آن گذاشتیم و به محل عمل رفتیم؛ ماشین را دم کوچه باریک گذاشتیم و ایستادیم. چند لحظه بعد، علی با ناراحتی آمد و گفت: «همشیره سر قرار خود نیامده؛ چه کار کنیم؟» عباس گفت: «مهم نیست؛ من طوری می ایستم که نیمی از کوچه را ببینم.» ما ایستاده بودیم که دیدیم همشیره با چادر آمد و روبه روی کوچه ایستاد. حدود یک ربع گذشت که همشیره رفت. عباس از من خداحافظی کرده و داخل کوچه شد؛ لحظه ای بعد صدای شلیک گلوله بلند شد. من لنگ را برداشته و داخل کوچه شدم که دیدم مجید شریف واقفی، به صورت، روی زمین افتاده است. لنگ را روی صورت او گذاشتم و برگشتم؛ ماشین را روشن کرده دستمالی تر کردم. وقتی عباس و حیدر جسد را داخل ماشین گذاشتند، من خون های روی سپر را پاک کردم و با هم سوار شدیم و رفتیم…
عباس از جلو یک تیر به صورت او شلیک کرد[ه] و حیدر هم یک تیر به پشت سرش شلیک نموده [بود]؛ بعد دو نفری جسد را داخل ماشین آوردند. چند زن از دیدن صحنه داد و فریاد کردند؛ که حیدر سر آنها داد کشید: «ما پلیسیم، دور شوید. کسی که کشته شد خرابکار بود».
از طریق [کوچه] آب منگل و شهباز رفته و از آنجا به خیابان عارف، نزدیک میدان خراسان [رفتیم]. حیدر پیاده شد و من و عباس وارد جاده مسگر آباد شدیم. همان موقع که مجید شریف واقفی روی زمین افتاده بود، اسلحه اش را از کمرش برمی دارند. همان اسلحه ای که از انبار تخلیه کردند، ولی نارنجکش را بر نمی دارند و نارنجک از کمرش می افتد و عباس و حیدر نفهمیده بودند؛ در نتیجه نارنجک در کوچه ماند. من و عباس در جاده مسگرآباد، همانجایی که [وحید افراخته] علامت داده بود، رفتیم ولی جایی برای سوزاندن جسد نبود؛ زیرا همان لحظه ای که ماشین را پارک کردیم، یک گله گوسفند و چند مرد نزدیک ما شدند. در هر صورت ما از منطقه دور شدیم و در امتداد جاده قدیم پیش رفتیم.

بالاخره جایی یافتیم در ۱۸ کیلومتری جاده مسگرآباد، که چاله های زیادی داشت. بعد از مدتی معطّلی، بالاخره جسد را از ماشین پایین انداختیم و کلرات را روی جسد ریختیم، مخصوصاً [روی] صورت او، بعد بنزین ریخیتم، بعد دست های خود را و ماشین را تمیز کردیم؛ بعد مقداری هم بنزین روی دست و پای عباس ریخته شد. در همان حال فندک را زد: از جسد شعله طولانی بلند شد و از دست و پای عباس هم شعله بلند شد؛ مقداری عقب رفته، من روی او پریدم و او را زمین زده و شعله را خفه کردم. وقتی بلند شدیم، متوجه شدیم که شعله به درِ صندلی عقب ماشین گرفته؛به سرعت داخل ماشین پریده و ماشین را از شعله ها دور کردم … . در گودالی جسد را انداخته و کلرات و بنزین روی آن ریختیم. جیب های آن را تخلیه کردیم؛ ۲۰ عدد قرص سیانور داشت و مقداری نوشته که آیه قرآن در آن بود و حدود ۴۰۰ تومان پول.

منبع:
سرورپارس سرور پارس نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه
  • RSS English News

  • RSS news

    • Derby stun Manchester United in shootout: Carabao Cup clockwatch – as it happened
      Frank Lampard’s Derby shocked Manchester United at Old Trafford while, slightly lower down the shock scale, Burnley lost to Burton 10.40pm BST Right, I’m done here. Here’s another link to the match report. It’s been a blast. Bye! Related: Manchester United out after Derby’s Scott Carson saves Phil Jones penalty 10.40pm BST “It’s time this […]
    • Mauricio Pochettino hopes to be in Spurs’ new stadium before Christmas
      • Pochettino has had updates from the chairman Daniel Levy• Spurs manager looking for win against Watford in Carabao CupMauricio Pochettino says he is “confident” Tottenham will move into their new stadium before Christmas, after he held talks with Daniel Levy.As he prepares to play a “home” Carabao Cup tie against Watford in Milton Keynes, […]
    • Corbyn vows to end 'greed-is-good' capitalism in UK
      In conference speech Labour leader to lay out plans to change direction of economyJeremy Corbyn will on Wednesday attack the “greed-is-good” capitalism that he claims has resulted in large swaths of the UK being left behind, promising a raft of new policies including a “green jobs revolution” that will create 400,000 new positions.The Labour leader […]
    • Theresa May rules out an autumn general election before Brexit
      Election will not be in nation’s interest says prime minister at start of New York visitTheresa May has ruled out the idea of another general election before Brexit day, saying it “would not be in the national interest”.Speculation about the idea of an autumn election to break the Brexit deadlock within the government has increased […]
    • Bill Cosby sentenced to three to 10 years in prison for sexual assault
      A judge sentenced the 81-year-old comedian for drugging and sexually assaulting Andrea Constand in 2004Bill Cosby, the once-celebrated entertainer known as “America’s Dad”, has been sentenced to between three and 10 years in prison for drugging and sexually assaulting a woman over a decade ago, becoming the first celebrity of the #MeToo era to be […]
    • Demons and armageddon: details emerge in naked kidnapping case
      A group of five who kidnapped three people and crashed their car believed they were escaping the end of the world and faced imminent dangerThree people who were arrested naked by Canadian police after kidnapping their neighbours and crashing their car into another vehicle were Jehovah’s Witnesses who believed that they were escaping the end […]
    • 'She has nothing': Trump attacks second woman to accuse Brett Kavanaugh
      President claims Deborah Ramirez was drunk when alleged incident took place and assails Democrats for playing a ‘con game’Donald Trump has disparaged one of two women to accuse Brett Kavanaugh of sexual misconduct, saying she “has nothing” on his supreme court nominee and was “messed up” when the alleged incident took place, as he accused […]
    • Trump urges world to reject globalism in UN speech that draws mocking laughter
      President says: ‘We embrace the doctrine of patriotism’Laughter breaks out when Trump boasts of achievementsDonald Trump urged other nations to reject globalism and embrace patriotism at a speech to the United Nations that was interrupted by derisive laughter from other world leaders.In the course of the bombastic address, Trump highlighted the achievements of his presidency, […]
    • Fifa to discuss plans to curb agents’ fees and re-introduce licensing system
      • New regulations will mean only players pay agents• Loan system may be overhauled to end player stockpilingFifa has taken initial steps towards trying to control the vast amounts of money being paid out of football to agents, agreeing in principle to discuss setting a limit on agents’ fees.At a meeting in London on Monday, […]
    • Ryder Cup: Woods warns European team that the real Tiger is back
      • They have joked ‘we want to go against you’, Woods says• Tiger set on USA win after only one in his seven appearancesTiger Woods has warned the game’s new generation to be careful what they wish for, telling them that if they have always wanted to play him when he is on form, then […]
  • اطلاعات