۱:۴۹:۴۰ - جمعه ۱۲ آبان ۱۳۹۶
اسطوره موسیقی لری و بختیاری؛ مسعود بختیاری+ فیلم و تصاویر
این جمله از مخاطبان بومی‌ مسعود بختیاری شنیده می شد:« هیشکی نتره چی علاءالدین بخونه » (هیچ کس نمی تواند مانند علاءالدین بخواند) و این یک باور قلبی بود نه تعارف که اصولاً بختیاری ها اهل تعارف نیستند و به رک گویی شهره اند.            اقلیم زاگرس: بهمن علاءالدین مشهور به مسعود بختیاری یک […]

این جمله از مخاطبان بومی‌ مسعود بختیاری شنیده می شد:« هیشکی نتره چی علاءالدین بخونه » (هیچ کس نمی تواند مانند علاءالدین بخواند) و این یک باور قلبی بود نه تعارف که اصولاً بختیاری ها اهل تعارف نیستند و به رک گویی شهره اند. 




        
 اقلیم زاگرسبهمن علاءالدین مشهور به مسعود بختیاری یک استثناء در تاریخ موسیقی بومی عصر حاضر به شمار می‌رود.

گر چه او تنها روایتگر بخشی از فرهنگ موسیقایی بختیاری زبان‌ها بود ولی نقشی بیش از یک خنیاگر بومی یافت و توانست در طول ۳۵ سال از حیات خود، یک زبان مشترک موسیقایی بین همه بختیاری‌ها ایجاد کند. شاید همسنگ او در سایر فرهنگ‌های بومی ایران نتوان یافت.

 وقتی خبر درگذشتش منتشر شد، همه بختیاری های داخل و خارج از کشور، فارغ از این که در چه مرتبه‌ای از مناصب اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هستند، سیلی از پیام و اظهار همدردی به راه انداختند.

 در یگانه بودنش همین بس که اولاً همه ایل او را می شناختند و ثانیاً همواره در قیاس با سایر خوانندگان، انتخاب اول بختیاری‌ها بود. غالباً در هنگام طرح موضوع، این جمله از مخاطبان بومی‌اش شنیده می شد:« هیشکی نتره چی علاءالدین بخونه » (هیچ کس نمی تواند مانند علاءالدین بخواند) و این یک باور قلبی بود نه تعارف که اصولاً بختیاری ها اهل تعارف نیستند و به رک گویی شهره اند.

masoud bakhtiari-3

 

 ظهور هنری مسعود بختیاری در زمانی موسوم به دوره رادیو اتفاق افتاد. از ویژگی های این دوره، فاصله گرفتن جامعه هنری از برخی عناصر اصلی فرهنگ موسیقی ایرانی چه در حوزه سنتی و چه بومی است.

برنامه‌های رادیویی گلها نمونه ای از این رویکرد در حوزه موسیقی سنتی بودند و به همین نسبت، هنرمندان نواحی مختلف ایران که پایشان به رادیو باز می شد، تحت تأثیر همین فضا نمی توانستند یک موسیقی ناب از خاستگاه فرهنگی خود ارائه بدهند.

نتیجه چیزی بود که شاید بتوان همان برچسب گلها را بر آن چسباند. یعنی موسیقی بومی با شمایل شهری و آن هم از نوع گلهایی. نمونه ضبط های موسیقی محلی از شمال ایران، خراسان، بختیاری، شیرازی و کردی در این دوره به خوبی نشان می دهند که موسیقی‌های یاد شده تا چه اندازه با مختصات موسیقی شهری رایج در رادیو و گاه کافه ها نسبت داشتند.

 بهمن علاءالدین، زاده منطقه عشایری لالی از توابع مسجد سلیمان بود و طبیعتاً صداهای ناب ایل در گوشش موج می زد. منتهی همکاری با رادیو اهواز چنین امکانی برایش فراهم نمی کرد آنی باشد که بود. بلکه می بایست با قواعد موسیقی حاکم بخواند و این شد که تا پیش از انقلاب با همراهی منصور قنادپور نوازنده سنتور، آثاری را به دو گویش فارسی و بختیاری با حال و هوای موسیقی شهری ارائه داد. آثاری که از نظر ارکستری و کلاً صدا دهی، هیچ نسبتی با موسیقی بختیاری نداشتند.

 اما یک برگ برنده همراه این آثار بود و آن صدای نرم و مخملی علاءالدین –محدوده باریتون- که بدون هیچ جوش و فریاد، در گوش بختیاری ها زمزمه می کرد. دیگر این که فرزند ایل، نیک می دانست مخاطبانش چگونه نسبت به فرهنگ خویش نوستالژی دارند و با

انگشت نهادن بر این نقاط حساس، آن ها را به وجد می آورد.

 پس از انقلاب، مدتی در سکوت به سر برد تا این که به واسطه دوست کرد زبانش محمدحسین سیفی زاده (آهنگساز)، به عطا جنگوک هنرمندی برآمده از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی معرفی شد. جنگوک بختیاری نبود ولی زادگاهش لار واقع در جنوب استان فارس از نظر فرهنگی خیلی به بختیاری ها و به طور کلی فرهنگ لری نزدیک بود و  او با اتکاء به پشتوانه فرهنگی و آموزشی اش می توانست در خدمت خلق یک موسیقی متفاوت از آثار مشابه قرار بگیرد.

 

 بدین ترتیب “مال کنون” به عنوان نخستین نوار رسمی وی در سال ۱۳۶۵ وارد بازار موسیقی شد. توفیق باور نکردنی آن، هنوز هم ورد زبان هاست. دومین و آخرین همکاری بهمن علاءالدین با عطا جنگوک، شش سال بعد منجر به “هی جار” شد.

 نوع صدادهی این دو اثر در مقایسه با آثار رادیو اهواز، خیلی به فرهنگ بکر موسیقی بختیاری نزدیک بود. گر چه صدای هیچ ساز بومی شنیده نمی شد ولی تیزبینی جنگوک در انتخاب ملودی ها و نوع تنظیم شان دو ویژگی داشت. اول این که تا حد زیادی مخاطبان بومی را به فضای زندگی سنتی ایل نزدیک می کرد و دیگر این که چون حال و هوای به اصطلاح امروزی هم داشت، مخاطب غیر بومی را نیز کم و بیش جذب می کرد و کم نبودند آن هایی که بختیاری نبودند و با “مال کنون” مسعود بختیاری خاطره های دل انگیزی به یاد دارند.

طبیعت گرایی در آثار زنده یا بهمن علاءالدین موج می زند. او پیش از آن که با مظاهر زندگی نوین ماشینی روبرو شود، شب و روزش در واژگانی چون مه (ماه)، افتو (آفتاب)، آساره (ستاره)، کوگ (کبک)، اور (ابر)، بارون (باران)، تش (آتش)، که (کوه) و غیره خلاصه می‌شد. به همین دلیل در غالب آوازهایش که معمولاً اشعارش را خود می سرود و طرح آوازی اش را به انجام می رساند، چنین واژگانی بسیارند.

 از این مهم تر، رویکرد آگاهانه وی به احیای آوازهای بومی با اشعاری جدید است. چه این که برخی از آوازهای کهن، یا اشعار مناسب روز نداشتند و یا این که اصولاً برای مناسبت خاصی به وجود آمده بودند. مانند بهره گیری از آواز “برزگری” و یا “صیادی” که اولی آواز کشاورزان و دومی آواز شکارچیان بوده است.

او حتی از آوازهای سوگ موسوم به “گاگریو” نیز با اشعار دیگر بهره می برد و همچنین قادر بود تلفیقی از این آوازها را ارائه دهد. یعنی بخشی از جمله آوازی اش با بخشی دیگر از آن، ریشه ای متفاوت داشته باشد. نمونه اش، آواز “آساره” در آلبومی به همین نام است. علاءالدین در این لحن برگرفته از آوازهای سوگ و همچنین یکی از آوازهای کار، روایتی عاشقانه و لطیف تری از نمونه اصلی ارائه می کند که همانند آوازهای سوگ خشن و اندوه بار نیست.

دقت نظر وی یکی از عوامل توفیق او در جذب مخاطبانش بود. به جای این که در فرهنگ‌های دیگر به دنبال ملودی بگردد و یا خود به ساختن ملودی های ضعیف بپردازند، از آبشخور نغمات بومی نهفته در صدای ساز توشمال های بختیاری بهره می برد. خود می‌گفت: “اگر در کار کرنا نوازان دقیق شویم نغمه های بسیار بسیار زیبایی پیدا می‌کنیم که در نگاه اول ممکن است به چشم نیایند.” با همین نگاه تصانیف زیبایی خلق کرده بود. از معروف ترین شان می توان به تصنیف “تنگ بلور” اشاره کرد که نخستین بار در رادیو اهواز با ارکستر شهری منصور قنادپور خواند. 

بهمن علاءالدین در سال ۱۳۱۹ در منطقه عشایری لالی از توابع مسجد سلیمان به دنیا آمد. وی پس از تکمیل تحصیلات متوسطه آن زمان به خدمت آموزش و پرورش در آمد و تا سن بازنشستگی در کسوت معلمی انجام وظیفه می کرد. از سال ۱۳۵۰ در کنار شغل معلمی ،‌همکاری خود را با رادیو اهواز آغاز کرد و با همراهی منصور قنادپور نوازنده سنتور که شیوه نوازندگی‌ و تنظیم ارکستری‌اش بسیار متأثر از استاد پایور بود، آثاری را به دو گویش فارسی و بختیاری ارائه داد.

 پس از انقلاب در سال ۱۳۶۵ نخستین نوار شرکتی وی با نام “مال کنون” به بازار موسیقی آمد. این کار با آنکه بیست سال از زمان تولید و انتشار اولیه‌اش می گذرد، همچنان رتبه اول فروش نوارهای بختیاری را از آن خود کرده است. شش سال بعد دومین کار او با نام “هی جار” و باز هم با آهنگسازی و تنظیم عطاء جنگوگ روانه بازار شد.”هی جار” نیز محبوبیت و مقبولیت فراوانی یافت ولی هرگز به پای “مال کنون” نرسید.

مسعود بختیاری پس از این دو اثر شاخص خود، سه اثر دیگر به نام‌های “آستاره”، “برافتو” و “تاراز” را با کمترین تعداد نوازنده به علاقه‌مندان موسیقی بختیاری ارائه داد. همپای همیشگی وی در غالب نوار ها و کنسرت‌ها،‌ علی حافظی نوازنده توانای نی بختیاری بود.

masoud bakhtiari-2

مسعود بختیاری در طول عمر خود هیچ گاه زنی اختیار نکرد و پس از بازنشستگی نیز در جمع خانوادگی خواهرش در کرج می‌زیست. از حضور در تجمعات و مجالس چندان لذت نمی‌برد.

  علاءالدین موسیقی بختیاری را عمیقاً درک کرده بود و قادر بود صورت متفاوت از نسخه اصل آن را به مخاطبان ارائه دهد به طوری که نه خشونت آوازهای وحشی را داشته باشد و نه چنان رنگ و لعاب شهری به خود بگیرد که دیگر نتوان آن را موسیقی قومی و محلی نامید. وی چنانکه خودش می گفت ظرایف موسیقی بختیاری را از جمله های کرنا نوازان دریافته بود.

معتقد بود “اگر در کار کرنا نوازان دقیق شویم نغمه های بسیار بسیار زیبایی پیدا می‌کنیم که در نگاه اول ممکن است به چشم نیایند.” وی علاوه بر آواز خوانی، قدرت آهنگسازی نیز داشت و خیلی از ترانه های ماندگار وی زاییده ذهن خلاق خود اوست.  تسلطش بر ادبیات فارسی و بختیاری و همینطور برخورداری از ذوق شعری به او امکان داده بود تا کلام  بسیاری از ترانه‌هایش را خود بسراید. مانند  ترانه “تنک بلور” که در سال ۱۳۵۱ با همراهی ارکستر رادیو اهواز به سرپرستی منصور قنادپور خواند.

 زنده یاد بهمن علاءالدین پس از ۶۶ سال زندگی بدون حاشیه، شنبه ۱۳ آبان ۱۳۸۵ خورشیدی (۳ نوامبر ۲۰۰۶ میلادی) در کرج با دنیای ما خداحافظی کرد و در امامزاده طاهر  همین شهر به خاک رفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.

masoud bakhtiari-1

 



کاشکی یه سال همه مالا بار بوونن کل یک
بنگ بکنین که بُهونانه بزنن کل یکشو که اَوی یه تش تنگی بزنیم منه چاله
دست یکه بگریم و جار بزنیم همه مالهکر بگویین میشکاله هف بکنه به منه ساز
دور بگریم و بوازیم گو همه چوپی و سرنازتش منه کار غم اوفتا، نیله که جا بگریم
تی یکه دی بنشینیم و گپ دل بزنیمدسته یکه بگریم و جار بزنیم همه ماله
بیوین که وابا یکه دی تا صُو بزنیم کل و گالهگو بگویین میشکاله هف بکنه منه ساز
در تو بزن کل و گاله، کر تو وریست و بوازبنگ بکنین که جم آبون، گو همه میرگل و زنگل
رخت نوانه بپوشین گو ز دبیت و ز مخملره بکنین که به میدون بیان یه دو تا کر چو باز
کل بزنن همه درگل چی قه قه کوگ تاراز


 

گل باوینه

باراله سی کی بهارونت ایاهِ

ای گلا باوینه سی کی ایدراهِ
ندونم سی چه مِنِ ای همه مردم
بخت مو چی شوگاره چینو سیاهِ
ری دلم سنگینِ غم دل بی قراره
روز و شو تیام ایگوی اور بهاره
آخه تا کی چینو وا تِهنا بِمَهنُم
حرف مردم سی دلم چی نیشتِ خاره


بهار اِوی با گل گندم
مو تهنا با درد دل مندم
شو و رو دل چی نِی ایناله
تا که چی لاله داغ دل دارم
گل بوستون تِی مو دی خارِ
مه و آستاره نی به شوگارم…



 

 

  گردواری+ افتو 

گردواری ایکنم ایام به دینت
خوت خه دونی حال هرکی که نبینت
گردواری ایکنم ایام به جستت
اینشینم سر ره شو به کمینت

افتو زی افتو در رهد هنی نویدی
کاشکی که چی آستاره دی سر بزیدی

افتو زی افتو در رهد سیچه نیویی
کاشکی که چی آستاره دی بدرویی

چینو که مندیرتم دونم ایایی
ندونم چه دیدیه از ای جدایی
تا که جون دارم ولا مندیر ایمهنم
آخه باور نیکنم که بی بفایی

افتو زی افتو در رهد هنی نویدی
چی استاره کاشکی که دی سر بزیدی



 

 گرمسیر

گرمسیر گرمه، گرمه ولا و باد گرم ایاره
کاشکی که زی‌تر مال بار کنه بریم ایلاق دوواره
گرمسیر گرمه، بیوین بار کنیم گویل بریم سی سَرحَد
بزنیم آخه یه وار نو بهلیم ای کهنه وارهکوه زردنه بوگوین بوگوین کردیمه گردواری
تی به ره بو تا مالا بیان آخه ز آسماریکوه زردنه بوگوین بوگوین آخه مندیرمون بو
گردواری کردیمه پای آخی وابا مه نوکوه زردنه بوگوین بوگوین آخی کوگس بخونه
سر چارده نوم خدا آخی دی مال کنونهکاشکی یه سال مالا ونن آخی پا چشمه ساری
هر کسی بره صو تا پسین آخی به دین کاریکاشکی یه سال مالا ونن آخی وار برافتو
هر کسی بره به دین کاری از صو تا سر شوشو یه تش تنگی بزنیم آخی ز هیوِ کلخنگ
میشکاله بوگوین بوگوین آخی منشینه بی دُنگشو یه تش تنگی بزنیم آخی ز هیوِ بایُم
میشکاله بوگوین بوگوین آخی هف کنه قایُمبیوین یه تش تنگی بزنیم آخی دورس بوازیم
میرشکال ای هف کن به ساز همه مندیر سازیم

 

شـُلـِیل (دختر مو بلند)

تو به دیر و مو به دیر، ای شـُلیل کـُه وسته میونه
مر خدا طاقت بده، ای شلیل دل هردومونهتو ز که بیو به لم، ای شلیل مو ز برافتو
آخی هردومون سهده دلیم، ای شلیل سیر بخوریم اوکاشکی که مو بیدم، ای شلیل مرغ منه حوشت
ورچیدم خیرده برنج، آی شلیل زیر نعل کوشتکاشکی مو کوگی بیدم، آی شلیل تو چی چشمه سارون
کاشکی تو گلی بیدی، آی شلیل مو اور بهارونشو دراز و مه بلند، ای شلیل دلم نیگره جا
هرکی منجامون نشست، ای شلیل دلس چی دلم باچه به ای دلم کنم، خیلی دردمنده
چی کنار سر ره، پر کدس نمنده


 

 

 

 درد زمونه 

مو که از پاکی دلم چی آسمونه
ندونم سیچه چینون وام سرگرونه
سی چینون وام سرگرونه
سر به صحرا بنم از بی همزبونی
سخته تهنا مندن و درد زمونه
تهنا با درد زمونه
دل گرونیم همه جا به هر دیاره
ار کویر سهده‌یه ار لاله زاره
ار چی اورا ندرای به آسمونم
دشت جونم تشنه و بی چشمه ساره
دی پوییزم بی بهاره
****
من که از پاکی، دلم مثل آسمونه
نمیدونم برا چی اینطور باهام سرگرونه (غضبناکه)
برا چی باهام سرگرونه
سر به صحرا بذارم از بی همزبونی
سخته تنها موندن و درد زمونه
تنها باشه درد زمونه
دلتنگیم همه جا به هر محل و دیار است
اگر کویر سوخته است اگر لاله زار است
اگر مثل ابرها در نیای به آسمونم
دشت جونم تشنه و بی چشمه سار است
دیگه پاییزم بی بهاره


 

هالو زال -نامدارخان

 

حالو زال خوو ایگهه بس بگرین گوش
ای مردم اسبونتونه زین کُنین (تیپم ای) خوتون یراق پوش

حالو زال خوو ایگهه مگوین و مخندین
اسبونتونه زین کنین (تیپم ای) قطار بوندین

سواری زِ دیر ایا اوردیس به دیندا
ای مردم دَروازنه بگشین (تیپم ای) بگوینس بفرما

ای مردم سواری ز دیر ایا اُردی به دینس
(آخی) لامِردون فرش کنین (تیپم ای) سی بنشینس

(آخی) لامِردون فرش کُنین ز گُل خاشخاش
(آخی) مگویین نومدار لُره (تیپم ای) بگوینس قزل باش

ای مردم، مم حسین گُلاله سُهر بوو ندیده
دیدمس به پشت پیر (تیپم ای) سرس بریده

ماه پسند مینانه کَند وَندس ور مُلِ شون
مم حسین مَکُشین (تیپم ای) زینس به دُرغون

ماه پسند مینانه کَند وَندس به گــَردن
مم حسین مَکُشین (تیپم ای) زینس به پــَرده



 

 

 

بلال بلال

چه خوبه (ولا) مال بار ونه (ولا به خدا) پا چشم کوهرنگ
تا بیان (ولا) یک بگرن (ولا به خدا) چارلنگ و هف لنگ

بلال بلال های بلال بلال های گلم تند پاته وردار
تا بخونم مو سی گلم (های ولا) بلال و یار یار

تشمالون (ولا) کار ایکنن (ولا به خدا) ای مال و او مال
تش نها (ولا) گوشه دلم (ولا به خدا) دنگل تی‌کال

بلال بلال های بلال بلال های گلم نوفتت کوچیره
به کمند اُ پللت، (های ولا) دلم اسیره

چه خوبه مال بار ونه (های ولا) بال اَوِ سور
دسِ گل مِنِ دَسُم بو (های ولا) چشم حسید کور

بلال بلال های بلال بلال های گلم لو برگِ بیدی
اوویم بی که بینمت (های) گلم دیدم نبیدی

 

 

منابع: همشهری+آپارات

 

منبع:
سرورپارس سرور پارس نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه نسیم توسعه
  • RSS English News

  • RSS news

  • اطلاعات